احمد حسینی
داری از دست های کسی میروی / که هر بار صحبت از رفتنت شد / زبانش را گاز گرفت و زیر لب / تمام اعتقاداتش را / تف کرد
احمد حسینی
عادت کرده ام به طعم قهوه ، به آدمهای پشت پنجره ی کافه...دستهایی که می روند ؛آدمهایی که نمی مانند ...به توکه روبرویم نشسته ای ، قهوه ات را به هم می زنی می نوشی می روی...یکی به آدمهای پشت پنجره ی کافه اضافه می شود...!!
احمد حسینی
برتراند راسل : مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند، در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند !