آیدا
ببین غمگین، ببین دلتنگ دیدارم... ببین خوابم نمی آید، بیدارم... نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو: تورا بیش از همه کس دوست میدارم
آیدا
از تو تا ویرونی من از تو تا مرز شکستن فاصله وا کردن در فاجعه صدای بستن
آیدا
تو باعث می شوی زندگی پای اش را از گلیم کهنۀ همین چهار فصل ِ خستهُ تکراری به افق های بی حصار ِ بارانُ رنگین کمان درازتر کند گاهی فکر می کنم تو در خیال منی تا در آغوش زندگی !
آیدا
بی تو در احساسی نشسته ام که برگ های پر پشت پائیزی در تأمّلی محزون در اطراف دلم می ریزند و روشنای مرده شان چه زرد بر من می تابد !
هان
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 4 ساعت و 12 دقيقه قبل توسط موبایل
12 سال و 11 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 8 دقيقه قبل