پیاده از کنارت گذشتم، گفتی: “قیمتت چنده خوشگله؟” سواره از کنارت گذشتم، گفتی: “برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!” در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلندگفتی: “زهر مار!” در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود! نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی! تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است! من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام! من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی! مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!
دیگه رفیق نیستیم که

13 سال و 1 ماه و 26 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبل