@OM!D ( کلاه قرمزی خاندان ) حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله … اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛ اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی …
چقدر زیباست کسی را دوست .........بداریم نه برای نیاز ...........نه از روی اجبار و.................. نه از روی تنهایی.............. فقط برای اینکه ارزش دوست داشتن دارد
خیانت تلخ ترین قسمت یک زندگی عاشقانه است ، جایی که با قلبی شکسته و وحشتناکترین دردها متوجه میشی با تمام وجودت زیباترین داشته ات “عشق” رو به بی لیاقت ترین شخص دادی !
شعری را آیت الله بهجت زیر لب زمزمه می کردند: این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور /پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم /سالها منتظر سیصد و اندی مرد است /آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم /اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید /به گمانم که بنانیست کنارش باشیم!
خطاب به همه ی دختران خوش مرام کـِـبریتــ را همــ بخواهی روشن نگــه داری ، وقتی نسیمی می وزد ، آن را بین دستـــتـــ پِــنــهان می کنی . اینجــــا در شهــــرِ مــا طـــوفانـی به پــاستـــ ... خـود را بــا حجابتــــ ، روشن نگـ ه دار بــانــو .
دیگه رفیق نیستیم که

13 سال و 1 ماه و 26 روز و 11 ساعت و 8 دقيقه قبل