دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آری مهربانم، قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!.. که چرا تو از راه رسیدی و در دیدگان من مثل هیچكس نبودی... چرا سادگی ام را باور نکردی؟...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مرد: میشه این جوراب رو برام بدوزی؟ ... زن: نه، این‌همه جوراب نو داری، خوب یکی دیگه بپوش ... [ دلیل اصلی خرید این‌‌همه جوراب = عدم توانایی در دوختن جورابهای پاره] ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق را چگونه می شود نوشت؟ ... در گذرِ این لحظاتِ پُر شتابِ شبانه، که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت ... دیگر حتی فرصتِ دروغ هم برایم باقی نمانده است ... وگرنه؛ چشمانم را می بستم و به آوازی گوش می دادم که در آن دلی می خواند: ... من تو را، او را، کسی را، دوست می دارم ... !/ [حسین پناهی / ستاره ها]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آینه از دست باربران افتاد ... و چهره تو که در آینه جا مانده بود تکه تکه شد ... چشمت را دختر همسایه برداشت و فرار کرد ... ما در اثاث کشی تو را از دست دادیم ... !/ [رسول یونان]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در دفتر طبیب خِرَد باب عشق نیست / ای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس / ما قصهٔ سکندر و دارا نخوانده‌ایم / از ما به جز حکایت مهر و وفا مپرُس ... !/ [حضرت عشق]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو فکر می‌کنی زندگی چند بار اتفاق می‌افتد ؟ ... و تو فکر می‌کنی يک سيب چند بار می‌افتد تا نيوتن به سيب گاز بزند و بفهمد چه شيرين می‌بود اگر می‌توانستيم به آسمان سقوط کنيم ؟ ... چند بار ؟ ... راستی دريای دست‌هات آبی زمينی است ؟ ... می‌دانی سياه هم که باشد، روشنی زندگی من است ... و تو فکر می‌کنی من چند بار به دامن تو می‌افتم ؟ ... !/ [عباس معروفی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کُناد / بر یکی سنگین‌ دلِ نامهربان چون خویشتن / تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کِشی /چون به هجر اندر به پیچی پس بدانی قدر من ... !/ [رابعه بنت کعب قزداری]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ی عشق است ... سلیس و ساده بگویم: دلــــــم گرفته برایت ... !/ [حسین منزوی]

MoZhgan
ejrlqr259syihafmfs0.jpg MoZhgan

@✔ عـلـ[بابا]ــیمارا به چنگ حادثه افتاد تار دل ...!! تار شکسته ایی که هزاران خروش داشت...!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو ... بی آنکه خدا بخواهد رفته ای ... بمیرم! ... چقدر حالِ خــُدا بد است ... !/ [آبا عابدین]