دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو حق داری عاشق‌ باشی ... دوستَ‌م نداشته باشی ... هرجور بخواهی باشی، اما؛ ... حق نداری نباشی ... آخر من دوستت دارم ... !/ [افشین صالحی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
خواجه.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

غلامِ همت آن نازنینم / که کارِ خیر بی روی و ریا کرد / من از بیگانگان دیگر ننالم / که با من هر چه کرد آن آشنا کرد / بشارت بر به کویِ می فروشان / که حافظ توبه از زهدِ ریا کرد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

به پایان رسیدیم، اما نکردیم آغاز ... فرو ریخت پرها، نکردیم پرواز ... ببخشای ای روشن عشق ... بر ما ببخشای ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای پیک پی خجسته که داری نشان "دوست" / با ما مگو بجز سخن دل نشان "دوست" / حال از دهان "دوست" شنیدن چه خوش بود / یا از دهان آن که شنید از دهان "دوست" / ای یار آشنا علم کاروان کجاست؟ / تا سر نهیم بر قدم ساربان "دوست" ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }●▬ஜ۩۩ஜ▬●

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم ...!/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

لاله را بس بُوَد این پیرهنِ غرقه به خون / که شهیدان بلا را به کفن حاجت نیست / قصه پیداست ز خاکسترِ خاموشیِ ما / خرمنِ سوختگان را به سخن حاجت نیست ... !/ [سایه]

مصاحبه
خر1.jpg مصاحبه

مصاحبه ؟ ... مناظره ؟ گپ و گفت ؟ ... [حالا هرچی] با جناب خر ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هنوز دود می روید از آفتاب انتظار پاییز ... خسته از وصف غرق شده درون فنجان سرد چای ... نخل مرداب گلدان ارتفاع بلند کاج را از چشمان من آه می کشد ... تنها درِ نیمه بازی است فاصله از من تا کوچه ... من نشسته ام هنوز در آستانۀ انتظار تا شب درون رگانم طلوع کند و تنهاییِ خلوت حیات را اندازه بگیرم با موزاییک های منقوش فاصله ... که هر لحظه بیشتر از اندوه من می شود ... !/ [محمدخرّم]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

یادت باشد ... دلت که شکست ، سرت را بگیری بالا !!! ... تلافی نکن ، فریاد نزن و شرمگین مباش ... حواست باشد ؛ دل شکسته ، گوشه‌هایش تیز است ... مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی به کین ... مبادا که فراموش کنی روزی شادیش، آرزویت بود ... فقط صبور باش و ساکت ... [همین] ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از دل چقدر لاله‌ی تر در بیاورم؟ / یا کاسه کاسه خون جگر در بیاورم؟ / ای کاج سالخورده‌ی زخمی به من بگو / از پیکرت چقدر تبر در بیاورم؟ ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با سرو قدی تازه‌تر از خرمن گل / از دست منه جام می و دامن گل / زان پیش که ناگه شود از باد اجل / پیراهن عمر ما چو پیراهن گل ... !/ [خیام ]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از دامن خود دست كشيديم و گذشتيم / از غير تو مردانه بريدیم و گذشتيم / ديديم گرانی همه از خاك‌پرستی است / چون شعله سر از خاك كشيديم و گذشتيم / راهی كه در او ريگ روان شيشه دل‌هاست / هرگام به صد كعبه رسيديم و گذشتيم ... !/