دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

فرشاد
فرشاد

دنبالر به سرور جدید انتقال یافت ،تیم مدیریت و توسعه ابتدا بابت وقفه پیش امده در خدمت رسانی پوزش میطلبد و ذکر این نکته ضروری میرسد که تیم هم اکنون در حال تکمیل فرایند انتقال است و این احتمال وجود دارد برخی قسمت های سیستم به درستی عمل نکند ، لذا از شما خواهشمندیم ضمن اطلاع رسانی عدم عملکرد صحیح قسمت های مختلف سیستم تا به پایداری رساندن سرور و سیستم شکیبا باشد ، با تشکر

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

پل‌های تمام جهان ... بنا شده روی امواج تو ... ویلدایی چشمهایت ... عمیق‌ترین فصل‌ خواب‌های من ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

غروب لب پنجره منتظر نشسته بودم . دوباره جمعه بود . دوباره غروب اما بازم خبری نشد. بازم من موندم و یه دل پر درد که فقط وقتی سبک میشه که صاحبش بیاد. گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگوییم / چه بگوییم که غم دل برود چون تو بیایی / تو رو خدا الهم عجل لولیک الفرج رو فراموش نکنید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آتش ست این بانگ نای و نیست باد / هرکه این آتش ندارد نیست باد / آتش عشق است کاندر نی فتاد / جوشش عشق است کاندر مِی فتاد / ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زكات عقل تحمّل نادانان است ... ! امام علی(علیه ‎السلام)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کلمه "آکبند" از کجا آمده است ؟ ... !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سوار اسب چوبی خاطره‌ها ... اگرچه هیچ بلد نیستم بچگی کنم ... ! فرقی نمی‌کند ... وقتی که می‌خندی ،تمام دنیا در دست‌های من جا می‌شود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باورت نیست می‌روم ... اما گفته بودم که زود می‌بازی ... گفته بودم بگیر دست مرا ... پیش از آن که مرا بیندازی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قدم به قدم جلو که می‌روم ... پرت می‌شوم از واژه‌ها ... که شکل تو را کروکی می‌کشند شبیه من ... این‌بار تو و من و رد پاهایی که به مقصد نمی‌رسند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من لابه لای زیبائیت دنبال خدا میگردم ... خوابم میبرد پای بهانه های نیامدنت ... و صبح قبل از بیدار شدنم ... رفته ای با یاداشتی که: دیگر برنمی‌گردم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو از آن زمستان نمور ... که از ارتفاعات برف گیر شانه هایت شروع می شد ... بی قرار تر شده ای ... با گنجشکهای روی دامت یکی دو تا میکنی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

میز عصرانه را به سلیقه چشمانت چیده ام ... شاید بِرِسی ... وچتر و چمدانت را ... به بی قراری این عصر خیس تکیه دهی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مرا ببخشيد منتقدان عزيز ... ! اگر قواعد ظريفتان را رعايت نمي‌كنم ... اين روزها همه قافيه را باخته‌ايم ... !