دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]
===========================
مگه میشه فاطمیه اشکامون رو در نیاره
تقصیر چشمای ما نیست، نام زهرا گریه داره
مگه میشه فاطمیه دل آقامون نگیره
ظهر نجوا کنه غم رو، نکنه خورشید بمیره
اشک و آه و ناله ، بیقرار شده ستاره
کوچه و سیلی و مادر ذکر ماه آسمونه
دل مردم غمگین،
جرم حق شد سنگین ،
حبس گلو سخنان چنین
بی صدا شد فریاد،
کوچه های بیداد،
غربت یاس و جرم زمین
ضرب دست صیاد،
آشیانی بر باد،
لاله ی عاشق و آتش کین
اونی که قلب غروبه، می خونه روضه ی مادر
درد غربت، راز غیبت، گوشه ای یه مرد تنها
رنگ غیرت داره اشکاش به امید صبح فردا
……………………
فاطمه
وای باران اگر بی تو ببارد
وای خورشید اگر بی تو برآید
دریغ از بهار اگر بی تو بپاید
وای بر من اگر بی تو بمانم
………………..
ماه شام غیبت، ناله اش از حسرت
روضه ی مادر و صوت حزین
شده بلبل خسته، نغمه اش پیوسته
حیدرم مو نزنین نبرین
مرغ جان حیدر می زنه بال و پر
یاس کبود منو نزنید
خیمه ات بر دل ها پرچم یا زهرا
دل به ظهور تو کرده یقین
امروز شرکت موزیلا نسخه ۱۲ مرورگر قدرتمند خود را برای دریافت در دسترس قرار داد. به نظر می رسد که موزیلا هم همان روشی که شرکت گوگل در مورد مرورگر کروم خود انجام می دهد را در پیش گرفته است، چرا که حدود ۵ هفته پیش بود که نسخه ۱۱ این مرورگر منتشر شد و هم اکنون شاهد ارائه نسخه ای جدیدتر از این مرورگر هستیم.
از وبژگی های این نسخه می توان به آپدیت شدن سریعتر فایرفاکس و همچنین داشتن شماره ردیف در Page Source اشاره نمود
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 52 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن