✔ عـلـ[بابا]ــی
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس ... که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس ... ! (توضیح دردیدگاه)
✔ عـلـ[بابا]ــی
از حال دلم خراب تر شاید نیست / از این گِلِه بی جواب تر شاید نیست ... یلدای سیاه سرد سنگین سکوت / از آمدنت ثواب تر شاید نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مسن ترين موجود زنده جهان ... سرو 4هزار ساله ابرکوه ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ای قوم یه حج رفته کجایید ؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر / باغ طربت به سبزه آراسته گیر ... و آنگاه بر آن سبزه شبی چون شبنم / بنشسته و بامداد برخاسته گیر ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●
✔ عـلـ[بابا]ــی
درخت کریسمس ساخته شده از ۲۵۰۰ گوشی ... ! درخت کریسمسی را که می بینید توسط یک فروشگاه لوازم الکترونیکی در ویتنام با بکاربردن بیش از ۲۵۰۰ تلفن همراه غیر قابل استفاده ساخته شده است. این درخت به منظور برای بالا بردن سطح آگاهی از اثرات دستگاه های تلفن همراه در محیط زیست طی دو هفته تکمیل شده است و در مقابل فروشگاه در جنوب شهر قرار گرفته است. به گفته مدیر فروشگاه روزانه ۷۰۰ – ۸۰۰ نفر برای دیدن و گرفتن عکس به این مکان می آیند.
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 20 روز و 9 ساعت و 23 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن