✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows XP : از این پس ویندوز به ظاهر سیستم عامل خود اهمیت ویژه*ای داد و مایکروسافت در این نسخه بسیار عالی عمل کرد. طرح کلی رابط کاربری در مقایسه با ویندوز ۲۰۰۰ تغییر عمده*ای نکرده بود، ولی ظاهر و حس بصری آن بسیار متفاوت بود.
✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows ME : ویندوز ME در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و کاربران خانگی و معمولی را هدف قرار داد. در این نسخه امکانات شبکه و چندرسانهای (Movie Maker, Media Player 7) ارتقاء یافته بود. ویندوز ME آخرین سیستم عامل مایکروسافت با کد ویندوز ۹۵ بود پس از آن مایکروسافت هسته ویندوز را در XP تغییر داد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows 98 : در تصویر شِمای کلی ویندوز ۹۸ را میبینید، اما چیز زیادی برای مشاهده وجود ندارد. تقریبا هیچ تغییری در رابط کاربری ویندوز نسبت به نسخه قبلی ایجاد نشده بود. ویندوز ۹۸ بیشتر از آن که نسخه جدیدی از ویندوز باشد، یک بهروزرسانی جزئی روی ویندوز ۹۵ بود ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows 95 : برای بسیاری از کاربران، اولین کار پس از روشن کردن کامپیوتر ویندوزی*شان فشردن دکمه Start است. منوی استارت اولین بار در ویندوز ۹۵ ظاهر شد. اصطلاحاتی چون مرور (Explore)، نوار وظیفه (Task Bar) و دسکتاپ نیز در ویندوز ۹۵ معرفی گردیدند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
WINDOWS 3.1 : این نسخه در سال ۱۹۹۰ منتشر شد و تغییرات بزرگی را با خود داشت. این اولین نسخه ویندوز است که در آن می*توانستید پنجره*ها را کمینه کرده و در آیکون کوچکی داشته باشید. آیا برای پرش میان برنامهها از Alt+Tab استفاده میکنید؟ همه این ویژگیها از این نسخه آغاز شد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows 2 : ظاهرا هنوز بيل گيتس در شركتش گرافيستی استخدام نكرده كه به او بگويد اين رنگ آبی خيلی هم زيبا نيست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
تکامل رابط کاربری سیستم عامل محبوب مایکروسافت، از ویندوز ۱ تا ویندوز ۸ : رابط کاربری ویندوز، ۲۷ سالی هست که با ما همراه است. با وجود آن که طی این سالها کلیت آن تغییر چندانی نکرده، ولی وقتی زمان تغییرات گسترده فرا رسید، تحول رابط کاربری ویندوز از آن چه فکر میکردیم بزرگتر بود. هر بار که تغییراتی دررابط کاربری سیسم عامل محبوب مایکروسافت ایجاد می شود، کاربران به دو دسته تقسیم میشوند: گروهی که آن را دوست دارند و گروهی که آن را دوست ندارند ... ! [Windows 1] :این اولین نسخه تجاری ویندوز است. ویندوز ۱ که در سال ۱۹۸۵ عرضه گردید، نقطه شروع کار بود. ممکن است برخی از شما که این مطلب را میخوانید سنتان آنقدری نباشد که تجربه کار با این نسخه از ویندوز را داشته باشید، ولی باید بدانید که شمایل ظاهری اولین ویندوز تجاری به شکل تصویر فوق بود.
✔ عـلـ[بابا]ــی
Khumbu Icefall Traverse, Nepal by Bobby Model
✔ عـلـ[بابا]ــی
با خود زمزمه میکنم ... کســی بجز من او را نَسـروُده است ... آنگونه که کسی چون مَن او را عاشق نَبوده است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Polar Bear on Brown Soil, Svalbard, Norway by Paul Nicklen
✔ عـلـ[بابا]ــی
می آمدم که حال دل زار گویمت / اما مگر سرشک امان می دهد به من / چشمت به شرم و ناز ببندد لب نیاز / شوقت اگر هزار زبان می دهد به من / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Drill Pad on Wetlands, Russia by Gerd Ludwig
✔ عـلـ[بابا]ــی
فقط کنار تو گرم می شوم ... وگرنه فاصله ای چندان نیست از کنار تو ... تا دودی که به باد می رود ... ! [شمس لنگرودی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Giraffes at Sunset, Masai Mara Park, Kenya by Randy Crossley
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 6 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن