✔ عـلـ[بابا]ــی
South American Gray Fox at Dusk by Mattias Klum
✔ عـلـ[بابا]ــی
و چنان آرامم ... که کَسی فکر نکرد ... زیر خاکستر آرامش من ... چه هیاهوهایی ست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Gold coast, Queensland, Australia
✔ عـلـ[بابا]ــی
سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت / در آرزوي سر و چشم مجلس آرايي / زمام دل به کسي دادهام من درويش / که نيستش به کس از تاج و تخت پروايي / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Australian Sea Lion by Alessandro Kaitner
✔ عـلـ[بابا]ــی
تا راز عشق ما به تمامی بیان شود ... با آب دیده آتش دل ائتلاف کرد ... ! [قیصر امین پور]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Stars Over Campsite, Mount Everest by Brad Jackson
✔ عـلـ[بابا]ــی
آزردمت انگشتک؟ دوست داری آتش از اسلحه بچکانی یا مرکب از قلم نئین؟ خون می طلبی یا جوهر؟ انگشت کی در این میان باشه گران قدرتری، خوشنویس یا تفنگچی؟ ... ! [جمشید مشایخی / هزاردستان]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Arctic Wolf Leaping, Canada by Jim Brandenburg
✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows 8 : ویندوز ۸ هنوز عرضه نشده، [تاریخ رسمی عرضه ویندوز 8 پنجم آبانماه اعلام شده] اما واضح است که این نسخه از محبوبترین سیستم عامل جهان، بیشترین تغییرات را در تاریخ ۲۷ ساله ویندوز خواهد داشت. وقتی یک دستگاه ویندوز ۸ را روشن میکنید، اولین چیزی که میبینید منوی Start جدید است که در واقع تعدادی مربع هستند. مایکروسافت نام این رابط کاربری جدید را Windows 8 UI گذاشته، که البته تا پیش از این با نام Metro آن را میشناختیم. Aero، شفافیت و افکتهای حالت محو همگی حذف شدهاند. درست مثل زمان انتشار ویندوز ویستا، صحبتهای بسیاری وجود دارد مبنی بر این که آیا این تغییرات در ویندوز ۸ با استقبال کاربران روبرو خواهد شد یا خیر. به شخصه کاری که مایکروسافت با ویندوز ۸ کرده را دوست دارم، و بدم نمیآید که این کمپانی، این طراحی را در تمام محصولات خود ایجاد کند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows 7 : سه سال پس از ویندوز ویستا، ویندوز ۷ منتشر شد و ناگهان تمام کاستیها و مشکلات ویندوز ویستا را از خاطر کاربران حذف کرد. رابط کاربری Aero همچنان وجود داشت، اما ویژگیهایی چون Aero snap، Aero peek، Taskbar grouping، آیکونهای بزرگتر روی نوار وظیفه و پشتیبانی از صفحات چند لمسی، ویندوز ۷ را به آن چه امروز میبینیم تبدیل نمودند ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 18 ساعت و 25 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن