دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بی تو اما ... به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شايد روزی اگر ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قصر نمی خواهم ... باغ نمی خواهم ... تنها پنجره ای می خواهم ... رو به خوشبخت ترين کوچه ی دنيا ... که گاهی ،فقط گاهی تو از آن می گذری ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سکوتم را به باران هديه کردم ... تمام زندگی را گريه کردم ... نبودی در فراق شانه هايت ... به هر خاکی رسيدم تكيه کردم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو / جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو ... غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی / نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو ... تو کافر دل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم / که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خداوندا ... ! دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها ... يابه قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان، يا دلم را از آرزوهای دست نيافتنی خالی کن ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

جا مانده است ... چیزی ،جایی ... که هیچ گاه دیگر ... هیچ چیز ... جایش را پر نخواهد کرد ... نه موهای سیاه ... و نه دندانهای سفید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هیچ وقت ، هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد ... امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی ... که به خاطر لرزش دستانم ،در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند ... (حسین پناهی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند ... بجای شمع ... گِرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند ...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و آنانکه باورکردند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گل به گل , سنگ به سنگ این دشت ... یادگاران تواند ... رفته ای اینک و هرسبزه و سنگ ... در تمام در و دشت ... سوگواران تواند ... ! (ح.م)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای تنها تکیه‌گاه ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خوبان ... !