دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عیب جو، دلدادگان را سرزنش ها می‌کند / وای اگر با او کند دل، آنچه با ما می‌کند / با غم جانسوز، می سازد دل مسکین من / مصلحت بین است و با دشمن مدارا می کند ... !/ [رهی معیری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست / خنده ام را اشک غم از لب ربود / زندگی در لای رگهایم فسُرد / ای همه گلهای از سرما کبود ... !/ [فریدون مشیری]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خونِ داغِ عشق، در رگ‌های من جاریست باز / لــب فـروبستن، سکـوتِ تلخِ اجباریست باز / چـشـم هـایم، از دلِ پـایـیـز بـارانی تــر اسـت / عـابـرِ آوارۀ شـعــرم، پیِ زاریـسـت بـاز ... !/ [راحله یار]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باز روز أمد بپايان، شام دلگير است و من / تاسحر، سودای آن زلف چو زنجير است و من ... !/ [؟]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی / چه بغضها که در گلو رسوب شد، نیامدی / خلیل آتشین سخن، تبر بدوش بت شکن / خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی / برای ما که دلشکسته و خسته ایم، نه / ولی برای عده ای، چه خوب شد نیامدی / تمام طول هفته را در انتظار جمعه ایم / دوباره صبح، ظهر، غروب شد، نیامدی ... !/ [❣ الهم کن لولیک الفرج ❣]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

صبرو ظفر، هر دو دوستان قدیمند / بر اثرِ صبر نوبتِ «ظفر» آید / صالح و طالح متاع خویش نمایند / تا چه قبول افتد و چه در نظر آید ... !/ [حضرت حافظ]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خواستم ... اما نشد ... !/ [آبتین پوریا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بیدار است چشمی‌که ... نگرانِ خوابَ‌ت نشسته است ... !/ [افشین صالحی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تا ابد گر چه عزیزی ولی از یاد مبر / چشم من باشی، در سایه‌ی ابروی منی / گوش تا گوش به صحرا به خرام و نهراس / شیر ها خاطرشان هست که آهوی منی ... !/ [مهدی فرجی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دلت را با دل تنگم ، یکی کن مهربانِ من / که حسرت های دیرینه کمی پاپوش می خواهد / من از ابراز احساسم ، نبايد دست بردارم / اگرچه چشم ظاهربين ، مرا خاموش می خواهد ... !/ [مرضیه خدیر]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

جهد کن تا آن سمن را بر نیازاری به گرد / خاصه آن ساعت که روی آری به خاک پای او / تا نسازی چشم را از خاک پایش توتیا / کی توانی شد به چشم خویشتن بینای او؟ ... !/ [عطار]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مجنـون شـدم کـه راهی صحـرا کنی مرا / گـاهی غبـار جـاده‌ی لیـلا کنی مرا / کوچک همیشه دور ز لطف بـزرگ نیست / قطره شدم که راهی دریـا کنی مرا ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه چیزهای ساده‌ای که آدمی از یاد می‌برد ... می‌بینی ؟! ... دنیا زیباست محبوب من ... و ما نمی‌دانستیم برای نشستن زندگی در کنارمان ... حتی چهارپایه‌ای هم نداریم ... !/ [شمس لنگرودی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شبیه کسی که از یک آدرس ، تنها پلاکش را میداند ... در ازدحام آدمها و خیابانها ... دنبال دستهایی میگردم ... که نیست ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }●▬ஜ۩۩ஜ▬●

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.