یه دوستای بیشوری دارم منروز اخر مدرسه ها یه شیرکاکائو کنار من افتاده بود رو زمین یکی از بچه ها پرید روش اونم ترکید ریخت روی منبعد از شانس خوشگلم امسال فرمَمُ دیرتر تحویل میدن فرم قبلیمم ک هرچی میشورمش اون خال خالای قهوه ای روش نمیرن وقتی میپوشمش خیلی ضایع میشه مخصوصا مغنشیادمم نبود یکی دیگ بخرم تا اون موقعالان نمیدونم فردا چ جوری باید برم مدرسهخصوصا اینکه موقع برگشت باید پیاده بیام
چند شب پیش خونه مامان بزرگم بودیم داشت میگفت عروسی خواهر زن پسر عمومه و اینا بعد ماهم خوشحال ک یه عروسی افتادیم بعد دیشب در خونه زنگ زدن دیدیم پدر همین زن پسر عمومه من ذوق زدم میگم مامان حالا من چی بپوشم؟مامانمم میگه من موهامو میخوام رنگ کنمخلاصه 2 ساعت نشستیم برنامه ریزی کردیم که چیکار کنیم دیدیم داداشم اومده میگم زود کارتو بیار ببینیم عروسی کیِ؟ داداشم میگ کارت عروسی نیست کهکارت مراسم ختم یکیِ همین دیگ تمام برنامه ریزی هامون خراب شد