چقد این هیس قشنگ بودتا میومدم برم تو حس اشکم در بیاد دوستم یه چرتُ پرتی میگفت خندم میگرفت اشکِ میپریدردیف کناریمونم یه فیلم جدا واسه خودش بود یه نگاه به فیلم یه نگاه به اونایه بلیط برای دو فیلمبعدشم شام خوردیم ک خیلی بد مزه بود کوفتم شد
امروز یه معلم اومده به اسم معلم هنراینقد این جو گیر بود همه میخواستن سرشو بکوبونن تو دیوارمیگفت تا حالا پرسیدین هنر چیست؟میگیم نهبعد میگه خب من بهتون میگم هنر چیستبعد شروع میکنه به حرف زدن راجب ب اینکه خدا بزرگه و برین توبه کنین و امر به معروف کنید نماز اول وقت بخونید و این حرفا اخرش میگم خب خانم 45 دقیقه حرف زدین حالا هنر چیست؟کل کلاس رفت رو هوا اونم گفت: تو اصلا حواست تو کلاس نیستُ گوش نمیدی من همه ی اینارو درباره ی هنر گفتم اونوقت تو میگی هنر چیست؟بعدشم زنگ خورد زود رفت بیرون
من با فک و فامیل مشکلی ندارم ولی باز این دختر داییم خیلی رو اعصابمه
تا ی چیزی بهش میگم همچین نگام میکنهدیگ چ برسه ب اینکه بخوام جلوی این مردمُ اذیت کنم
من ک جرات ندارم بیشتر از 11و نیم بمونم دنبالر کافیه بشه یه ربع به 12 موج غر غر ها از سمت مامان و بابا میریزه رو سرم حالا این داداشمم نخود میشه این وسط بیشتر رو اعصابه
امروز معلم فیزیکمون اومد سر کلاس بعد داشت حضور غیاب میکرد رسید به اسم من دستمو گرفتم بالا یه نگاه به من کرده میگ: ای خدا مینا تو امسالم تو این کلاسی؟میگم اره دیگه پس چی؟میگه من 9 ماهو چه جوری با تو سر کنم باز؟میگم اشکال نداره زود میگذره تا قبل عید با حساب تعطیلیاو اینا فقط 4 ماه باید منو تحمل کنین میگ 4 ماه؟؟؟؟من 1 ساعتم نمیتونم تحملت کنم هیچی دیگ کل کلاس رفت رو هوا منم رفتم تو دیوار