دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ⓜⓘⓝⓐ

اگـه شاخی شَـکّ ندارم که گـاوی :)) اگه فکر میکنی خیلی بالایـی بیزحمت یه چندتـا موز بنداز پایین :)) ... درباره »
ⓜⓘⓝⓐ
زن - مجرد
امتیاز: 6185

دنبال‌شدگان

(201 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(737 کاربر)

گروه‌ها

(242 گروه)

بازدید

ⓜⓘⓝⓐ
ⓜⓘⓝⓐ

بعضی روزا فقط خسته ام نه تنهام نه غمگینم و نه عاشق فقط خسته ام! : )

عاطفه..!
عاطفه..!

خب من الان بسیار هنوز توی شوک هستم دسیسه ی پیچیده ای بود! نوش ِ جونتون امتیازایی که از توی یخچال ِ پستم به خاطر دیدگاه گذاشتن خوردید ببخشید نبودم درست پذیرایی کنم

و 4 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ⓜⓘⓝⓐ
ⓜⓘⓝⓐ

رفتم تو فکر رمان دوممو بنویسمالبته رمان اولمو معلوم نشد کدوم خری پاک کردچقد گریه کردمآخراش بودخیلی هم قشنگ شده بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

خاطراتِ باحال و خنده دار با دوستـــان

این ارسال را بازنشر کرده است.
صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

یه روز در یه هوایِ کاملا آفتابی ورزش داشتیم .. دبیرمون به دفتر سپرده بود که دیرمیام .. به ما گفتن برین بیرون تا بیاد ... ما هم اصولا وقتی دوره همیم نمیتونیم آروم بشینیم ... یه سطلِ خالی همونجایی بود که نشستیم .. آروم از جمع خارج شدم و برداشتم سطلُ پراز آب کردم و آوردم همشُ ریختم رو سرِ صدف ... اون اینجوری شده بود در لحظه ی اول بعد کِ دید من بودم دنبالم کرد و هی جیغ و داد میکرد .. آخرش که منُ گرفت برد تو دسشویی شیلنگِ دسشویی رو گرفت تو سرم هردو عینِ موشِ آب کشیده بودیم ... بعد که دبیر اومد گفت ای چه وضشه و چرا اینجوری کردین ... صدف گفت خانوم بارون اومده بود آخه و کاملا جدی بود تو این حرفش ینـــی اوم موقه همـــه پخخخخخخششششششش بودن تا آخر زنگ با کاردک و بیل همه رو جَم کردیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

سوژه ها با مدیر مدرسه که زیادِ اینم یه چشمش لباس کار تنم بود این بچه هایِ کثافط پشتش نوشته بودن مدیر خر است منم از همه جا بیخبر ... بعد داشتم میرفتم تو سالن از جلو دفتر گذشتم دیدم مدیر صدام میکنه گفت غریبی خجالت نمیکشی ... . من فک میکردم تو دختر مودب و عاقلی هستی اشتباه میکردم ... گفتم یا ابرفرض این چشه دیگه .. پرسیدم چی شده گفت روپوشتُ ببین بعد میفهمی چی شده .. وقتی 2 نمره از انظباطت کم کردم میفهمی .. من ینی هنگ بودم بعد قسم و آیه که بابا من از این بی خبر بودم ... گیر داده بود که تا پیدا نکنی کی بوده ول کنت نیستم ... یا از نمرت کم میکنم ... منم رفتم گفتم کی اینکارُ کرده ... صدفیِ احمق (بهترین دوستم تو مدرسه) گفت من بودم بعد منم بیخیال شدم هر روز که مدیر میگفت چی شد میگفتم نمیگن کی بوده ... آخر ترم انظباطم 18 بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
صــادق هستم SG
صــادق هستم SG

یه دفه هـــَم رفته بودیم پارک خانواده (یکی از پارکای دزفول) برا طراحـــی .. جدایِ دبیر طراحی، معاونمونم اومده بود .. تو راه که هر دفه داشتیم شلوف میکردیم به یه نحوی ساکتمون میکردن .. . اینش به کنار رسیدیم اونجا معاون گفت من شما بچه های دوم گرافیک رو خوب میشناسم یه مشت دختر فوضول (وحشی) و ناجورین درست رفتار کنین کاری نکنین دیگه برا طراحی بیرون نیاریمتون ... ما هم مثلا گفتیم چشم ... داخل که رفتیم نیم ساعت اول مثِ آدم طراحی بود بعد دبیرمو گفت پاشین استراحت کنین ما هم از خدا خواسته مثِ وحشیا هرطرفی میرفتیم بعد یه رب ما تو زمین بسکتبال رفته بودیم معاون اومده بود جــَمِمون کنه .. من و صدف و سرور سه تایی رفتیم اونورِ زمین که نبینه مارو بعد من گفتم بچه ها بیاین از رو این حفاظا بالا بریم فرار کنیم اوناهم که پایه خلاصه رفتیم و جلو بوفه ها نشستیم باخیالِ راحت داشتیم آلوچه میخوردیم که یهو معاون اومد و گفت چشمم روشن که اینجایین ما ینــــی هر 3تامون این شکلی بودیم از اونورم مرضیه داشت فُشمون میداد که چرا منُ با خودتون نبردین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Kh**O*R**SH*I**D
Kh**O*R**SH*I**D

این نوشته برای تمامی هاست...تقدیم به تمام دنبالریون...مرا#دختر مینامند مضمونی که جذابیتش نفسگیراست...دنیای من نه با شمع وعروسک بیدا میکند نه با اشک و افسون!اما تمام این ها را در بر میگیرد...من نه ضعیفم و نه ناتوان چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زور و بازو می بسندد.اشک ریختن قدرت من نیست قدرت روح من است...اشک نمیریزم تا توجهی را به خواسته هایم جلب کنم،با اشکم روحم را میشویم!خانه بی من سرد و ساکت است چرا که شور هیجان زندگی با صدای بلند حرف زدن و موسقی گوش دادن نیست...زندگی ترنم لالایی ارامش بخشی را می طلبد که خدا در صدای من نهفته است.من تنها با ازدواج کردن و مادر شدن نیست که معنا میگیرم...من به تنهایی معنا دارم،معنای عمیقی در واژه ی#دختر بودن است.اگر فرهنگ غلط و کوتاه نظری مرا ضعیفه بخواند باز هم قوی تر از قبل بشت همین واژه سر بلند میکنم و لبخند میزنم...چرا که خداوند مرا افریده است و همین برای من کا[!]ت...!

و 27 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ⓜⓘⓝⓐ
ⓜⓘⓝⓐ

داشتن ی بابای پایه

این ارسال را بازنشر کرده است.
ⓜⓘⓝⓐ
ⓜⓘⓝⓐ

@فوژان فوژی جونم تولدت مبارکایشالا ک 1200 سال عمر کنی بعد هی شیرینی ب سارا بدیخیلی دوست دارمامیدوارم همیشه شاد باشی و ب آرزوهای قشنگت برسی عزیزماون عسکه هم بلد نبودم بیشتر خلاقیت نشون بودم ببخشید بد شد

این ارسال را بازنشر کرده است.