کاش غیر از #انتخابات-شورای-شهر هم وقتی تو خیابونا قدم می زدیم, جوونا اینقد خوشحال بودن! اینقد تو خیابونا آهنگای شاد پخش می شد... این همه انرژی و خنده بود... نه اینکه بعد از روز انتخابات دوباره شهر تاریک شه. غمگین شه
یه زمان نمیدونم سوزان روشن بود...شماعی زاده بود...کی بود...٬ می اومد خیلی شاکی میگفت: ساعتِ هفتِ شبه...ساعتِ هفتِ شبه...دلم پر از تاب و تَبِ و اینا.. بنده خدا خبر نداشت این موقع سال ساعت هفت شب یه پا روزه واسه خودش!!!!!... { پ.ن:کور شدیم این آپشن برایتنِس کجاس کمش کنیم؟؟ }
صبح نشستم پیراهن دکلته ای که برا عروسی دوستم می خوام بپوشم رو دوختم... اومدم پرو کنمش وقتی تو آینه قدی خودمو دیدم اصن وا رفتم... اینقد بالاتنه ش بد مونده بود ک حد نداشت! پایین پیراهنم رو زانو بد فرم بد وایساده بود. اعصابم خورد شد. اومدم در بیارم پیراهنو که متوجه شدم پیراهن رو بالا پایین پوشیدم یعنی پایین پیراهن رو جای بالاتنه اشتباه پوشیده بودم... بعد که درست پوشیدم دیدم خیلیم قشنگ شده پیرهنم
یه روزی میشه که یاهو میاد میگه آغوی مدیر دنبالر سایتت رو میفروشی به خاطر اینکه شونصد میلیورد عضو داری بعدا آغوی مدیر هم میگه نع نمیفروشم و این یارو ضایع میشه...بعلی
دلم می خواد به این کاندیدا(چه ریاست جمهوری چه شورای شهر)بگم شما که میدونید رای نمیارید،بهتر نبود این هزینه های تبلیغات رو صرف کمک به نیازمندان می کردین؟