از اونجایی که گوشی من اس های ده ساله پیشم تو گوشیم هسش و.......توانایی بیتشر از اینم دارم خاستم بگم که .....تمامی اس هایی که به من دادید با شمارتون تو گوشیم مونده ......دنبال شعر و ور گفتن نباشین پشت من.....باور کن
"عبدالحسین زرین کوب" تو کتاب دو قرن سکوتش می گه اولین گروه از ایرانی ها که در مقابل اعراب به اصل ایرانی خودشون خیات کردن ثروتمندا بودن.. برای اینکه مال و جاهشون رو حفظ کنن یه پا عرب شدن برا خودشون و جلوتر از اعراب هم می رفتن.. درست مثل همین پولدار جماعت زمان خودمون.. همچین می رن زبان یاد می گیرن و وسط صحبت فارسیشون تیکه انگلیسی می پرونن که انگار نه انگار بابا ننه شون توی همین داهاتای ایران خودمون به دنیا اومدن! ولی در عوض متوسطین و فقران که به فرهنگ اصلی خودشون پایبندن و می شن بی کلاس و بی فرهنگ و معمولا مورد سو استفاده قرار می گیرن، مثل تمام قیام هایی که توی ایران بر ضد اعراب اتفاق افتاد و فقط توش این جماعت بودن که کشته شدن!
موافقم که همیشه سرمایه داران برای حفظ دارایی خودشون خیلی جاها سکوت میکردن چرا که حق با قدرت بودِ..
چرا من اینهمه برات کامنت گذاشتم اونوقت باید همین یک خط بیاد؟
آره من ادمی میشناسم که چن ساله پیش تقریبا5 ساله پیش 1 میلیون دلار پولش رو ضرر داد ولی حاضر به سر خم کردن جولوی عرب نشد یا هر چی....خیلی زیادن اینطور آدما یادتون باشه
مجله مهر: رنگ بنفش، این روزها شاید موردتوجه ترین رنگ باشد. به ویژه پس از پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری که بنفش را به عنوان رنگ تبلیغاتی خود برگزیده بود. اما چه شد که رنگ بنفش، رنگ تبلیغاتی رئیس جمهور منتخب شد و چه کسی پیشنهاد انتخاب این رنگ را داد؟
ماهنامه «زندگی ایده آل»، یک جوان 30 سال را به عنوان طراح اصلی رنگ انتخاباتی دکترحسن روحانی معرفی کرده است.«ساسان سلیمانی» متولد سال 62، فارغ التحصیل رشته کارگردانی است. سال 2007 جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردانی را از فستیوال «نور» در سانفرانسیسکو برای فیلم کوتاه «به اندازه یک سیگار» دریافت کرد. مجموعه 26 قسمتی «داستان مثنوی» از شبکه دوم سیما هم از جمله کارهای اوست. بخش هایی از گفتگوی او با مجله زندگی ایده آل و ماجرای انتخاب رنگ انتخاباتی دکتر روحانی را بخوانید:
بنفش از کجا آمد؟
اسفند 91 دوستانی از ستاد تبلیغاتی آقای روحانی خواستند پروزه عکاسی از ایشان را کارگردانی کنم.قراربود عکس های اتلیه ای از ایشان گرفته شود تا بتوانند در بیلبوردها و پوسترهای تبلیغاتی شان ازآنها استفاده کنند. قراربود عکاسی در ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام شود. چند روز قبل از این، یکی از مشاوران ایشان برای هماهنگی های لازم با من در تماس بود و از من خواست رنگی را به عنوان رنگ تبلیغاتی ایشان پیشنهاد بدهم. من همان موقع رنگ بنفش را پیشنهاد کردم و شماره دقیق رنگ را هم چندساعت بعد به دستشان رساندم. بعد از آن، موقع عکاسی با دکتر روحانی درباره رنگ بنفش حرف زدیم و ایشان هم گفتند که رنگ خوبی است و به این ترتیب، رنگ بنفش، رنگ تبلیغاتی رئیس جمهور ایران شد.
دلیل این که رنگ بنفش را پیشنهاد دادم، این بود که بنفش را خیلی دوست دارم. رنگی است که کم استفاده شده و رنگ آرامش بخشی است. در تعریف رنگ بنفش، نوشته شده که یک رنگ روحانی است و واقعا هم این رنگ، ماورائی و روحانی است.شاید برای همین است که به دکتر روحانی بیشتر آمد. من آدم سیاسی ای نیستم. ولی یقین دارم دکتر روحانی به جای فردگرایی که این 8 سال برکشور حاکم شده بود، کار گروهی را باب می کند. رنگ بنفش هم رنگ شادی عمومی است و همین، می تواند کار گروهی را پررنگ تر کند. البته با پیروزی های خوب در میادین فوتبال و والیبال به نظر می رسد پاقدم دکتر روحانی خوب بوده که شادی عمومی به کشور برگشته است.
@رُز.سَـــبــزِ گروه ♀ SG ♀ آقو ما یه بار رفتیم با بچه ها گرگم به هوا بازی کنیم...تا ما گرگ شدیم سازمان جمع آوری حیونات اومد مارو گرفت برد باغ وحش!...اوجا تو قفس گرگا حوصلمون سر رفت گفتیم یه دوتا از خاطرات شیرینمونو تعریف کنیم...خاطره ها که تموم aشد آقو همه گرگا بلند شدن از شدت ناراحتی خودکشی دسته جمعی کردن نسل گرگهای خاورمیانه کلن منقرض شد!...هاهاهاها..... کاکو سازمان حمایت از حیوانات ازمون شکایت کرد 43سال حبس واسمون بریدن!...هاهاها...ینی واقعن خرد شدماااا......
محمّدعلی فروغی (۱۳۲۱-۱۲۵۴) سرشناس به ذکاءالملک، روشنفکر، مترجم، ادیب و سخنشناس، روزنامهنگار، سیاستمدار، دیپلمات، نماینده مجلس، وزیر و نخستوزیر ایرانی بود. محمّدعلی فروغی دردشتی که پس از مرگ پدرش محمدحسین فروغی (ذکاءالملک) از ادیبان و مترجمان دورهٔ قاجار، لقب ذکاءالملک (ثانی) را دریافت کرد، تحصیلات خود را در رشته پزشکی در دارالفنون آغاز ولی بعد به ادبیات رو آورد و فرهنگستان ایران را تاسیس کرد. وی چند بار وزیر، دو بار نماینده مجلس شورای ملی و یک بار رئیس دیوان عالی تمیز (دیوان کشور) شد. در ۱۳۰۴ پس از تصویب انقراض دودمان قاجار، که خود در آن نقش داشت، کفیل نخستوزیری شد. او نخستین و آخرین نخستوزیر رضاشاه بود. او همچنین عضویت و ریاست هیات اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) و جامعه ملل را برعهده داشته است.
فروغی تحصیلات خود را از پنج سالگی آغاز کرد و ادبیات فارسی و عربی را نزد پدر[۵][۶] و آموزگاری به نام مولانا فراگرفت.[۷]
فروغی در ۱۲۶۸ وارد دارالفنون شد و چون زبانهای خارجی بهویژه فرانسه را خوب میدانست بهعنوان خلیفه مطالب را برای همشاگردیهای خود به پارسی برمیگرداند. در آغاز، در دارالفنون پزشکی و داروسازی آموخت، ولی با دیدن ضعف کادر علمی یا کمبود امکانات پزشکی[۸] و ناهمگونی این رشته با ذوقش[۹] به فلسفه، ادبیات و تاریخ روی آورد.[۱۰] محمود فروغی، ضمن اشاره به یادداشتهای پدرش، محمدعلی فروغی نقل میکند: «دیدم که طب را به این ترتیب نمیشد یاد گرفت: نه سالن تشریح داریم، نه وسایل امروزی در اختیارمان هست.»[۱۱]
افزون بر دارالفنون او به مدرسه صدر، مدرسه مروی و مدرسه سپهسالار نیز رفت و بر دانش خود در فلسفه مشا و اشراق افزود؛ هم زمان و با آموختن بیشتر زبانهای فرانسه و انگلیسی، با دیدگاه فیلسوفان اروپایی نیز آشنا میشد.[۱۲] فروغی زندگی نامههای فلاسفه غرب را به پارسی برگرداند و این برگردانها بعدها کتاب سیر حکمت در اروپا را شکل داد. فروغی همچنین شاگرد کمال الملک در نقاشی بود و در برابر به وی زبان فرانسه میآموخت.[۱۳]
در سال ۱۳۱۲ هـ. ق.، به استخدام دولت درآمد و مترجم زبانهای فرانسه و انگلیسی وزارت انطباعات شد. فروغی افزون بر این دو زبان روسی و عربی هم میدانست.[۱۴] او «که در ابتدا شغل مترجمی را با اشتیاق پذیرفته بود، پس از مدتی آن را مناسب حال و هوای خویش نیافت؛ زیرا در دارالترجمه هیچگونه وسیلهای که بتواند عطش فهمیدن، به خصوص فهماندن… او را سیراب کند وجود نداشت»[۱۵]
در آغاز سلطنت مظفرالدین شاه که نوگرایان به ساخت مدرسههای ملی روی آوردند، فروغی معلمی پیشه کرد و در مدرسه ادب به مدیریت یحیی دولتآبادی، مدرسه علمیه به مدیریت مهدیقلی هدایت و دارالفنون به آموزگاری پرداخت.[۱۶] همزمان، با نگارش و برگردان مقالات فلسفی و تاریخی، در انتشار هفتهنامه و روزنامه تربیت و نشر آموزهها و اندیشههای نو، به پدرش یاری میرساند.[۱۷]
هفت سال پیش از پیروزی جنبش مشروطه خواهی، یعنی در سال ۱۳۱۷ هـ. ق. مشیرالدولهٔ دوم،مدرسه علوم سیاسی را بنا نهاد.[۱۸] از همان آغاز کار، محمدعلی فروغی به مترجمی و سپس معلمی در این مدرسه میپردازد و برگردانهای او از مهم ترین کتابهای درسی به شمار میروند.[۱۹][۲۰] بهگفته نصرالله انتظام[۲۱] «هر چهار کتاب درسی که در آن زمان به چاپ میرسید، دو تای آن تألیف و ترجمه محمدعلی فروغی و پدرش بود».[۲۲]؛ کتابهایی چون «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک»، «تاریخ ملل مشرق زمین» و «حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول». فروغی این کتابها را زمانی که حدوداً ۲۵ ساله بوده به فارسی برگردانده است و سالها بعد در خطابه خود در دانشکده حقوق، کتاب اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک را تنها کتاب اقتصاد برگردانده شده به پارسی خواند و نبود کتابی دیگر در این زمینه را غمانگیز دانست. بیشتر این برگردانها، از سوی پدر وی بازبینی و ویرایش میشد. دکتر موسی غنی نژاد معتقد است که «بهرغم اینکه کتابهای مورد اشاره از منابع فرانسوی زبان ترجمه و اقتباس شده و همانند منابع اصلی در واقع آثار آکادمیک و درسی به شمار میروند اما نظر به تازگی و کیفیت علمی مطالبی که در آنها آمده و اهمیت حیاتی آنها برای ایران در حال غلیان و تحول آن دوران، انتشار آنها را میتوان نقطه عطفی در طرح اندیشههای مدرن سیاسی، اقتصادی در کشورمان به حساب آورد.»[۲۳]
در برگردان کتاب «اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک» از زبان فرانسه، برای بسیاری از واژگان پایهای علم اقتصاد، برابرهایی به پارسی ساخت و برای نخستین بار در ایران، علم اقتصاد را بهصورت روش مند و علمی مطرح کرد.[۲۴] در کتاب «حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول»، که کمی پس از صدور فرمان مشروطیت به چاپ رسید، برای نخستین بار، مفاهیم کلی حقوق اساسی روشمند و به سامان مطرح میشوند. یکی از برجستگیهای این کتاب، واژهسازی و معادلیابی در علم حقوق است و در واقع، بسیاری از واژگان جاافتاده حقوق، نخستین بار در این کتاب به کار برده میشوند.[۲۵] جواد طباطبایی، این رسالهٔ فروغی را از نظر فهم مطلب، توضیح اصطلاحات، زبان فارسی شیوا و سرهٔ آن در نوع خود اثری ممتاز می داند.[۲۶] در ادامه این برگردانها و واژهسازیها، فروغی سرانجام فرهنگستان ایران را تاسیس میکند و ریاست آن را نیز برعهده میگیرد. او همچنین رئیس انجمن آثار ملی بود که به تلاش برای نهادینه کردن پاسداری و نگهداری از آثار باستانی ایران میپرداخت.
محمدعلی فروغی پس از درگذشت پدرش (در سال ۱۳۲۵ ق. / ۱۲۸۶ ش.) در ۳۲ سالگی به ریاست مدرسه علوم سیاسی برگزیده میشود که رجال و دیپلماتهای زیادی را تربیت کرد و بعدها تبدیل به دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد. او همچنین معلّم خصوصی احمدشاه بوده است.
محمّدعلی فروغی در سن ۶۵ سالگی،[۲۷] در روز جمعه ۶ آذر ۱۳۲۱ ساعت ۱۵ بعد از ظهر[۲۸] بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در آرامگاه خانوادگی در آرامگاه ابن بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد.
او پیشتر در یادداشتهای شخصی روزانه خود نوشته بود: «فقط تاسفی که از مردن دارم از بابت همین است که دلم میخواهد بدانم کار انسان به کجا میرسد.»[۲۹]
اى مردم، آن كس كه از برادرش استوارى در دين و درستى راه را مى داند / نبايد گفتار بيهوده مردم را در حق او بشنود. /بدانيد كه تيرانداز گاهى تير مى اندازد و تيرش به خطا مى رود، سخن هم (هرچه باشد) اثر مى گذارد ولى نادرست آن از بين مى رود،/ و خداوند شنوا و شاهد است. آگاه باشيد كه بين حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نيست.