الينا
مثل غريبانم نميدانم چرا ؟ روز و شب سر در گريبانم نميدانم چرا ؟هر كه را از روي دل جانم فدايش مي كنم ،مثل عقرب مي زند نيشم نميدانم چرا ؟
الينا
دلم گرم خداونديست كه با دستان من گندم براي ياكريم خانه مي ريزد ، چه بخشنده خداي عاشقي دارم كه مي خواند مرا با آنكه مي داند گنهكارم ،دلم گرم است مي دانم بدون لطف او تنهاي تنهايم.
الينا
دنبال آن مسافر از ضعف و ناتواني / برخيزم و نشينم چون گرد تا به منزل
الينا
نميدانم چرا بين اين همه آدم پيله كردم به تو ، شايد فقط با تو پروانه مي شوم.
ممنوم آبجی الینا عزیز


14 سال و 18 روز و 20 ساعت و 15 دقيقه قبل