الينا
خدايا سر بر دامن كه بگذارد دلخسته اي كه جز تو پناه ندارد پناه عالميان را برسان .
الينا
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع / آتش اندر دلش افمنده و ابش كردم
الينا
شبيه يه خواننده م ....هر وقت ميخواستن صدام كنن به اسم اون صدام ميكردن ......امسال ماه رومضان روزه ميگيري يا نه ؟
الينا
يكدم قرار نيست دلم را ز تاب عشق / در آتشم ز دست دل بي قرار خويش
الينا
بله داريم ... اگه بخواي خودتو به يه صفت به ديگران معرفي كني اون صفت چي ميتونه باشه آيا ؟
الينا
ماه من جاي دگر رو ،كه با روي تو هست / محفل ما بي نياز از ،محفل آراي دگر
الينا
ندارد شكوه از اوضاع مردم ، ديده حق بين / به يوسف مي توان بخشيد ، جرم كارواني را
الينا
دامن كشان گذر كرد يار از سر مزارم / اي نامه هايهويي اي گريه ها يهايي
الينا
مردانگي ز لذت دنيا گذشتن است / نامرد و مرد را به همين مي توان شناخت
الينا
تو خنداني من افسرده ،عجب نبود در اين گلشن / تو اي گل بر سر شاخي و من در دست گلچينم
الينا
الهي با بهشت چه سازم و با حور چه بازم ،مرا ديده اي ده كه از هر نظري بهشتي سازم .
الينا
مرغ دل در قفس سينه من مي نالد / بلبلي ساز تو را ديده هم آواز امشب
الينا
وادي خونخوار عشق است اين نه بازار هوس / ترك سر بايد در اين ره فكر سامان تا به كي
الينا
تو قوي پنجه شكار افكن و من صيد ضعيف / ترسم از ضعف بگوشت نرسد فريادم
الينا
تيغ كين بر رخ اغيار كشيدن ليكن / شكوه ها از تو مرا در دل زارست هنوز