الينا
الهي داني چه شادم ، به آنكه نه خويشتن بتو افتادم ، تو خواستي من نخواستم ، دولت بر بالين ديدم چون از خواب برخاستم .
الينا
نور دلي ار چه جفت نارم داري / تاج سري ار چه خاكسارم داري
الينا
دلم در سينه ميكوبد سر ب ديوار /كه اين مرگ است و بر در ميزند مشت / بيا اي همزبان جاوداني كه امشب وحشت تنهايي مرا كشت
الينا
راضي شو و خوش باش كه يكهفته ي دور / مستقبلي آيد كه تو ماضي باشي
الينا
وادي خونخوار عشق است اين نه بازار هوس / ترك سر بايد در اين ره فكر سامان تا به كي
الينا
هيچ چيز غرور مرد را مثل شادي زنش ارضاء نميكند چون هميشه آنرا مربوط بخود ميداند.
الينا
مي روي و گريه مي آيد مرا /ساعتي بنشين كه باران بگذرد
الينا
منزل تردامنان نبود حريم كوي عشق / هر كه نبود پاكدامن در حرم نامحرم است
الينا
بچه ها شوخي شوخي به گنجشكها سنگ مي زنند،ولي گنجشكها جدي جدي مي ميرند ، آدمها شوخي شوخي بهم زخم مي زنند ،ولي قلبها جدي جدي مي شكنند ، تو شوخي شوخي به من لبخند زدي ولي من جدي جدي عاشقت شدم ، يه روز شوخي شوخي تنهام مي زاري ولي من جدي جدي بي تو مي ميرم .