الينا
الهي اين چه بدتر روزي است ،ترسم كه مرا از تو جز حسرت نه روزي است .
الينا
هيچ از اين خوبان گندم گون نصيب ما نشد / ما سيه بختان مگر اولاد آدم نيستيم
الينا
تمام جاده هاي جهان را به جستجوي نگاه تو آمده ام ،پياده ،اين تو و اين پينه هاي پاي من ،حالا گو در اين تراكم تنهايي مهمان بي چراغ نمي خواهي .
الينا
به سرنوشت بگوييد اسباب بازيهايت بي جان نيستند آدمند ، مي شكنند ،آرامتر.
الينا
خوب رويان جهان رحم ندارند دلشان / بايد از جان گذري تا كه شوي محرمشان /روز اول كه سرشتند پيكرشان / سنگي اندر گل بود همان شد دلشان .
الينا
دلم از شكوه خالي لب پر از حرف است حيرانم / كه ساغر خالي و مي از لب پيمانه مي ريزد
الينا
اي كه مي گويي چرا جاني به جامي مي دهي / اين سخن با ساقي من گو كه ارزان كرده است
الينا
يار با غير و غم عشق در آغوشم بود / مرگ صد بار به از زندگي دوشم بود
الينا
مي و معشوق مي خواهم نه مال و ملك دنيا را / كه از دنيا و مافيها ،مي و معشوق بس مارا
الينا
ديروز پريشاني خود را به تو گفتم / امروز پريشان تر از آنم كه توان گفت
الينا
دوستان را به خود از بهر تو دشمن كردم / هيچ دشمن نكند آنچه به خود من كردم
الينا
13 بدر خوشه ....منو ياد چيز خاصي نميندازه ..... شده تو اين سني ك الان هستي به مامانت بگي ك دوسش داري ؟