الينا
رفتي و روز مرا تيره تر از شب كردي / بي تو در ظلمتم اي ديده نوراني من
الينا
در دلم ريخته بس بر سر هم غم سر غم / دل مخوانيد خدا داده غم آباد مرا
الينا
بي بهانه در خاطرم هستي ،شايد همين باشد معناي دوست داشتن .
الينا
گاهي حس ميكنم روي دست روزگار مانده ام خسته اش كرده ام خودش هم نميداند ،با من چه كند.
الينا
يعقوب نكرد از غم ناديدن يوسف / اين گريه كه دور از لب خندان تو كردم
الينا
ما بريم ب زندگيمون برسيم .....روز خوبي داشته باشين
الينا
نكند فكر كني در دل من مهر تو نيست ، گوش كن ((نبض دلم ))زمزمه اش با تو يكيست .
الينا
نميدانم چرا گاهگاهي چشمانم بي اختيار خيس مي شوند ،ميگويند حساسيت فصليست ..آري من به فصل فصل اين دنيا بي تو حساسم..
الينا
كريما خود بر گرفتي و كس نگفت كه بردار ،اكنون كه بر گرفتي مگذار و در سايه لطف خود ميدار و جز به فضل و رحمت خود مسپار .
الينا
اي يار بارم ده تا داستان درد خود بتو پردازم بر درگاه تو مي زارم و در اميد بيم تو مي نازم ،يك نظر در من نگر تا دو گيتي به اب اندازم .