الينا
آتش عشق عجب آتش غافل سوزي است / خبرم مي كند و بي خبرم مي سوزد
الينا
ناله ام را هست تاثيري و مي ترسم كه زود / بر سر رحم آورد يار ستمكار مرا
الينا
ترسم كه سر كوي ترا سيل بگيرد / تا بي خبر از گريه مستانه ام امشب
الينا
من اگر به عشق دعوي بكنم گواه دارم / كه بديده اشك خونين و به سينه آه دارم
الينا
يا مرگ يا وصال كه فرهاد كوهكن / در عاشقي جز اين دو خيال دگر نداشت
الينا
دل بريدم از تمام زندگي با تو گم گشتم بنام زندگي / با تو بودن شد برايم هر نفس معني ناب كلام زندگي
الينا
من اگر دل بتو دادم تو زمن دل بردي / گر گناه است محبت تو گنه كارتري
الينا
تا به كي پرسي براه عشق منزل در كجاست / هر كجا بارت به گل افتاد آنجا منزل ات