الينا
شمع مي زد و پروانه به دورش نگران ،ما كه مي سوزيم و پروانه نداريم چه كنيم ؟
الينا
آشنايان ره عشق در اين بحر عميق / غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
الينا
يك تير بنام من ز تركش بركش/ و انگه بكمان عشق سخت اندر كش
الينا
يكدم ز رخت پرده بر انداز ، كه مهتاب / از شرم تو در تيرگي شام نشيند
الينا
يا رب به سوز سينه پاكان كه آه ما / جايي رسان كه پاك بسوزد گناه ما
الينا
اگر مي دانستيد تا كنون چند بار حرف هاي ديگران را بد فهميده اند ،هيچ كس در جمع اين همه پر حرفي نمي كرد.
الينا
يوسف مصر را بگو سكه به نام خود مزن / هر پسري عزيز شد ياد پدر نمي كند
الينا
عاشق مدرسه بودم يادم نمياد فرار كرده باشم ......قشنگ ترين كلمه ي زندگيت چي ميتونه باشه آيا ؟
الينا
چر ا ميخونه ..... فردا ،امروز يا ديروز؟