احمد
الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .
احمد
درد . حرف نیست
درد . نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ؟
احمد
دلم که تنگ میشود دست به دامان پنجره ها می شوم دلم که تنگ می شود بوی خاک باران خورده به دادم می رسد خاک باران خورده برگهای خیس خدای مهربان تنهایی که فشار می آورد همه نیست می شوند ! ..
احمد
مرگ بزرگترین خسارت زندگی نیست. بزرگترین خسارت زندگی اون چیزی است که تو دل ما میمیره در حالی که هنوز زندهایم
احمد
ای کاش انسانها همانقدر که ازارتفاع میترسیدند , کمی هم از پستی هراس داشتند !!
احمد
دیدن عکست تمام سهم من است از "تو " آن را هم جیره بندی کرده ام تا مبادا توقعش زیاد شود!! دل است دیگر . . . ممکن است فردا خودت را از من بخواهد!!!
احمد
اینجا آسمان از دل من تیره تر است ، روزگارم ابریست من اگر تنهایم ، یاد تو با من هست مهربانم روزگارم ابریست کاش این بار جای خورشید تو آفتاب شوی . . .
احمد
دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد… نگهش دار به موسی شدنش می ارزد…
احمد
هیچ کس بی کس نیست ولی ….موفق کسی است که با هر کس نیست … !!
احمد
یاد آن روزی که یاری داشتیم
این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم
ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم
این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .
احمد
شتبـــاه مــن ایـن بــود …. هــر جــا رنــجیدم ، لبــخند زدمـ …. فــکر کــردند درد نــدارد ، سنــگین تر زدنــد ضــربه ها را
احمد
راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم
آمین یا رب العالمین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبلآمـــــــــــــــــــــــــــین
13 سال و 6 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 57 دقيقه قبل