دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد

حکایت من ، حکایت کسیه که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...! دلباخته ی سفر بود ، اما همسفر نداشت ..... درباره »
احمد
مرد - مجرد
امتیاز: 2122

دنبال‌شدگان

(472 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(314 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

احمد
13870702081.jpg احمد

الـلـهـــم عـجــل لـولـیـک الـفـــــــرج . . .

احمد
احمد

آدمهای ساده را دوست دارم … همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند. همان ها که برای همه لبخند دارند. همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند. آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است. بس که هر کسی از راه می رسد یا ازشان سوء استفاده می کند یا زمینشان میزند

این ارسال را بازنشر کرده است.
احمد
احمد

گاهی ناخواسته از کسی بتی میسازی که از دست ابراهیم هم کاری بر نمی آید

احمد
احمد

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد وسعت تنهائیم را حس نکرد در میان خنده های تلخ من گریه پنهانیم را حس نکرد در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد آن که با آغاز من مانوس بود لحظه پایانیم را حس نکرد….

احمد
احمد

مـن از اعـدام نمیتـــرسـمـ! نــه از “چـــوبــش” نـــه از “دارش” مــن از پـــایـــانــ بــی دیــدار میتـــرســمـ .

احمد
احمد

حــــواست بـہ دلت باشد . . . آن را هـ ــر جایــ ـی نگــذار! ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . . بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد جـای صـــندوق پـست آنــ ــرا در سطل آشـــــغال مے اَندازند ! و تــو خوب مـیـــدانے دلے که اَلمثنے شد! دیــگر دِل نمـیشود. . .

احمد
احمد

ابر بارنده به دریا گفت من نباشم تو کجا دریایی؟ در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مایی! .

احمد
احمد

دنبــــــال کســـــی نیستـــم کــــه وقتــــی میگـــــم میـــــرم ؛ بگــــه : نـــرو ! کســـی رو میخــــوام کـــه وقتـــی گفتـــم میـــرم ؛ بگـــه : "صبـــر کـــن منـــم باهـــات بیـــام، تنهـــا نـــرو … !! .

احمد
احمد

چه خوش خیال بودم…. که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم……. به حبس ابد!! به یکباره جا خوردم….. وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد…. ……هی… تو…. آزادی!…. و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد…!

احمد
احمد

گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن گـفـت:فــقـط مــن ؟ گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد…

احمد
احمد

به درختان جنگل گفتم:چرابا این همه عظمت ازتکه آهنی به نام تبرمی رنجید؟ گفتند:رنجش ما از تبر نیست،از دسته آن است که از جنس خودماست!!! .

احمد
احمد

از فشار زندگی نترسید به یاد داشته باشید فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند… .

احمد
احمد

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغاز ش سراسر زندگی ست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردها را بگو ...گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن …گفت تسکینش همه سوزو فناست

احمد
احمد

تن های هرزه را سنگسار می کنند غافل از آنکه شهر پر از فاحشه های مغزی است و کسی نمیداند که مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه ..

احمد
احمد

نگران نباش نمی شود دوستت نداشت لجم هم که بگیرد از دستت دفترچه ی خاطراتم پر از فحش های عاشقانه میشود!!!… .

احمد
احمد

زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است عاشق نشدی وگر نه میفهمیدی پــــــــاییز ، بهــــــــــــــاریست که عاشق شده است