*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
باورم نمیشه از کسی که اینهمه بهش علاقه داشتم به عنوان دوست نفرت پیدا کنم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میدونم بد جنسیه ولی یه وقتها ادم ته دلش از غصه ی بعضیها شاد میشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
رفتم بیرون از اتاق نمیدونم چهرم چطور بود بابام بهم گفت خوبی؟ خیلی محکمو جدی بهش گفتم : نه! فقط نگام کرد ...دلم براش سوخت ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
پر از غمم امشب همه دارن به خدا ارزوهاشونو میگن ولی من هیچی ندارم که ازش بخوام هیچی ...حتی یه کوچولو ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ارزوهای منو ازم گرفتن ...بی معرفتها ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من که برای خودم ارزویی ندارم حتی یکی ولی ارزو میکنم همتون به همه ی ارزوهای قشنگتون برسین البته اونایی که صلاح و خیره ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مدتهاست که اعتمادمو به همه از دست دادم من حتی به سایه ی خودم هم اطمینان ندارم ...زخم خوردم امشب خودم روی زخمم نمک ریختم تا یادم بمونه کی بودم و چی شدم ؟ و یادم بیاد که دیگه اون فرد قبلی نیستم ...یاد گرفتم بد باشم و با هر کس عین خودش رفتار کنم ....من خیلی وقته که سوختم و نسوزوندم ...