دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباشید ........

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

داداشم میگه قرص میندازی بالا مینویسی خدا بهت رحم کنه تو کور میشی

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

سه سال پیش روز سالگرد ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا عقد داداشم بود و من اون موقع کار میکردم پول تمام شیرینی و وسایل عقدشونو به عنوان هدیه به علاوه ی یه النگو خودم دادم ... الان بچه ی دومشون هم تو راهه ...الان یه برادرزاده دارم به اسم ایلیا ...ناردیس خانمی هم تو شکم مامانشه 5 ماهه ...و من هنوز که هنوزه عکس ایلیارو تو ف ی س حق دارم ببینم ...ایلیای عمه خبر نداره من از اون عمه مهربونهام ...فدای سرم دو تا دیگه از داداشام هستن با بچه های اونا خوش میگذرونم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

به من میگن پاشو بیا تو جمع خانواده بشین سریال ببین رفتم دیدم هیچکس تو پذیرایی نیست یکی تراس بود یکی دستشویی یکی آشپزخونه یهو با خنده داد زدم اهالی کجایید من اومدم هیچکس نیست که هرکس از یه جا جواب داد فاطمه فقط بهم این مدلی نگاه کرد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دروغ که مالیات نداره هیزم جهنم که داره

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هنوز بچه ای ...بزرگ شو بعد تصمیم بگیر آینده ی یک اشتباه رو دارم به روشنی میبینم ...ولی برای عاقل شدنت دعا میکنم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه وقتهایی سریالی فیلم میبینیم بعد میشینیم به هم تعریف میکنیم کلی میخندیم بعد بقیه شو میبینیم اینقده خوبه طبیعت دیوانگی ایجاب میکنه امروز یکی از بهترین روزهای عمرم بود خدارو شکر امروز فراموش نمیشه ...صداش هنوز همون بود پر غرور و محکم با آرامشی که مخصوص خودش بود وقتی داشت بعد از دو سال اسممو صدا میکرد ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

الان که داشتم فکر میکردم قضیه ی بودن ما بر عکس شده بود ...خودت متوجه نبودی ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وای خدا فاطمه یه فیلم گذاشته دارم میمیرم از خنده دو نفرن بنده خداها هر کاری میکنن نمیتونن به خواستشون برسن به دستشویی هم رضایت دادن

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چه با فرهنگ ...چه با شعور ...خوشم اومد از رفتارش ...شخصیت داشت ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بهش گفتم نا مرداش اگه نبرن منو کنسرت ابی گفت خودم کردم که لعنت بر خودم باد بیا به کنسرت احسان خواجه امیری یا مجید خراطها راضی شو یعنی دارم از خنده میمیرم خبر نداره من همیشه زیاده خواه بودم و هستم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اگه عمرم قد بده همه ی دردهارو مثلا شکست بدم چندین ساله تصمیم دارم واسه دوره ی پیریم که البته فکر نکنم به اونجا برسم گل فروشی و کافی شاپ بزنم بعد امیر میخواد مهمون مخصوص همیشه بشه یه گوشه ی دنج و تاریک مخصوص خودش ...راحیلی میگه یه دوره های مخصوص آموزش باید بری خوب میرم چیم کمه از اون آقاهه تو اون شبکه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

شاید فقط امیر و امیر رضا بدونن که من برای دوستهام همیشه یه گل بیشتر از خودشون میگذارم ...نادر هم میدونست یادمه یه سری دو ساعت خندیدیم سر این مسئله ...میخوام برم همه چی داره یادم میاد کم کم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
11.jpg امیر (رهگذر)

@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* گاهی نفسهامونم خاکستری میشه...اونوقته که یادمون میره همین گوشه کنارا...نزدیکتر از خودمون،یه حوض نقاشی داریم...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.