*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
سه سال پیش روز سالگرد ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا عقد داداشم بود و من اون موقع کار میکردم پول تمام شیرینی و وسایل عقدشونو به عنوان هدیه به علاوه ی یه النگو خودم دادم ... الان بچه ی دومشون هم تو راهه ...الان یه برادرزاده دارم به اسم ایلیا ...ناردیس خانمی هم تو شکم مامانشه 5 ماهه ...و من هنوز که هنوزه عکس ایلیارو تو ف ی س حق دارم ببینم ...ایلیای عمه خبر نداره من از اون عمه مهربونهام ...فدای سرم دو تا دیگه از داداشام هستن با بچه های اونا خوش میگذرونم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هنوز بچه ای ...بزرگ شو بعد تصمیم بگیر آینده ی یک اشتباه رو دارم به روشنی میبینم ...ولی برای عاقل شدنت دعا میکنم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
الان که داشتم فکر میکردم قضیه ی بودن ما بر عکس شده بود ...خودت متوجه نبودی ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چه با فرهنگ ...چه با شعور ...خوشم اومد از رفتارش ...شخصیت داشت ...