*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یادمه جوون بودم هنوز حوصله ی عشق و عاشقی داشتم بعد یه بی معرفتی داشتم که اگه به هم میگفتیم فلان روز فلان ساعت با هم باشیم یعنی اگر رو به مرگ هم بودیم میرفتیم اینو میگم که بگم بد قولی کار خوبی نیست شاید حق داشته باشن اما از نظر من وفای به عهد و خوش قول بودن خیلی مهمه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از این اسمهای عجیب غریب دهه 70 یا 80 یا نودیها خوشم میاد... بعد به این مامان بابای فنچولشون میگم خوب این اسم یعنی چی ؟ وقتی مستقیم با تعجب بهم نگاه میکنن میگن نمیدونیم قشنگ بود گذاشتیم کیف میکنم از تعجبشون... و البته توی دلم تاسف میخورم که فرهنگ اصیل ایرانیو فراموش کردن و به خیال خودشون با کلاس شدن ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
الکی نیست عاشق حافظم یه نیت کردم ،درست یه شعر برام آورد هم اسم نیتم عالی بود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اولین روز مدرسه رفتنم من از همه زودتر بیدار شده بودم بعد از اون دختر شیطونای کوچولوی ریزه میزه ی مو بلند بودم رفته بودم تو حیاط خونمون داشتم بازی میکردم یهو مامانم اومد گفت بیا موهاتو شونه کنم رفتم نشستم روی پاش مامانم موهامو ناز کرد گفت دخترم میخواد سواد دار بشه یادت باشه وقتی سواد یاد گرفتی به همه سوادم یاد بده قراره بشی افتخاره مامان ،باشه مامانی؟ بعد بوسم کرد گقت بشین موهاتو ببافم تو کلاس گرمت نشه این صحنه هنوزم دقیق یادمه ....یادش گرامی اون دختر ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چه بسیار دوستانی که فقط وقت نیاز یاد ما میکنند ...ما هم یاد گرفته ایم که به راحتی بپیچانیمشان بله ...