*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
کل کتابو که خلاصه خوندم حالا همون خلاصه هارم دارم خلاصه خونی میکنم فردا هم سر جلسه خلاصه جواب میدم میخندم بعدشم بیخیال میرم بیرون تا شب ....شاهکار کردم با درس خوندنم !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه روزایی جزء درسخون ترینها بودم اون روزها کجا الان کجا....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یعنی در حد مرگ خسته ام ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خمار شعرم میشکنه پیش تو ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ذوق نکنید اون تمام اولینهاشو با من داشته ...برای شما تکرار آورده !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ملت مادرشون اصرار میکنن که بشین درس بخون مادر من برعکس درست زمانی که میبینه من میخوام درس بخونم یا امتحان دارم میگه بریم خرید تفریح مسافرت ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اصلا و اصلا حوصله ی مسافرت ندارم یه وقتهایی مثل الان از ظاهر سازی و اینکه نشون بدم شاد و سرحالم خسته میشم ....هیچکس اینو درک نمیکنه همه به فکر خودشون هستن ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه کارهاییو شروع نکرده باید تموم کرد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
گاهی هیچی آدمو آروم نمیکنه هیچی مثل الان من ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بودنش تو هر لحظه که بهش احتیاج دارم ...مثل الان !