*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اون موقع که جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
سرم به شکل وحشتناک درد میکنه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
همشون اولش یک مدینه ی فاضله ی علی وار ترسیم میکنند ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نه دیگه به قول راحیلی یه وقتها که خیلی عصبی و ناراحتی یه دو سه تا ابدارشو نثار روح پاکش کن همچینی دلت خنک میشه اخرشم بگو بوووووووووق لقش ...والا چرا بخاطر ادمهای بی معرفت خودمو ناراحت کنم ؟ معلوم نیست الان کجای دنیا داره عشقو حالشو میکنه من هی غم میخورم رفت به درک که رفت ....عمش ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از دنیای اموات خبر رسیده که قراره باز درست در وقت امتحانات من مهمون بیاد ....روحت شاد شوهر عمه یه کم به فکر درسای منم بودی بد نبود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یاد بگیر نون و نمک هر کس میخوری پشت سرش گه نخوری ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چـقـدر سخـت اسـت، کـه لبـربـز بـاشی از “ گـفـتـــــن ” ولــی ….. در هـیـچ ســویــت محـرمـی نباشد...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دیگه دلیلی برای نوشتن ندارم ....درست در لحظه ای که خیلی احتیاج دارم به نوشتن ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
عجیبه تمام خوندنم شده تو پروفایل خودم و همون پنج خط پر از مفهوم ...منی که نمیتونستم کتابو بگذارم کنار الان دارم بارها و بارها یک متن کوتاهو میخونم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
روزی که گذشت از صبحش قشنگ بود تا الانش ...پر از خاطره ی قشنگ یک خرداد زیبا ...روزی فقط با یک یاد و لبخند بعدش که شبش همش به واقعیت پیوست ...شکر قشنگ بود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم میخواد الان برم تو بغل مامانم بخوابم حیف که خجالت میکشم و زشته ....یادم نمیاد آخرین بار کی پیشش خوابیدم شاید 25 سال بشه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مادر بزرگ مامانم مرده من دارم واسه خودم آهنگ گوش میکنم از نظر من این چیزها اصلا ملاک نیست همین که براش فاتحه بخونی و برای شادی روحش دعا کنی خیلی بیشتر بهش نیاز داره ...بقیه همش حرفه ....