*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
حرکت امروز يعني دلش برام تنگ نشده يعني هبچ اهميتي براش ندارم يعني من يه چيزي فراتر از مزاحمم براش ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
وقتي دلش نميخواد منو ببينه کاري نميتونم کنم جز اينکه سکوت کنم و مثل يه خانم راه خودمو برم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
بحث سياست تبديل شد به ايمني جاده ها طفلک مامان بزرگم مونده به حرف کي گوش کنه هر کس يه چيزي ميگه
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اينجانب يک رواني شده از صداهاي اطرافم يکم با هم فاصله دارن ولي بلند حرف ميزنن جو گرفته ملتو
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اقايون مخالف نت در حال توجيه کردن ما هستن که بايد بريم واسه ترک ولي ما اصلا توجه نميکنيم من دنبال اينم که بستمو استفاده کنم پولم حيف نشه والا مفت نيست که
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اينقده ني ني بازي کردم که حد نداره هرچقدر بوسش ميکردم راضي نميشدم.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اينجا خونه مادر بزرگ و من معتاد به نت بسته ي يک روزه خريدم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
اين غير طبيعيه که ما با اينکه همو داريم باز از تنهايي ميناليم شايد بخاطر اينه که بهم دردامونو نميگيم يعني ميخوايم بگيم ولي نميخوايم همو برنجونيم شايدم من قابل اعتماد نيستم هنوز برات...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
الودگي صوتي تو مجتمعمون به حد وحشتاک بالاس دوازده شب اول عروسيه خونمون از اون بدتر منم تو اين وضعيت محتاج سکوتمو يه ورق و خودکار واسه نوشتن حس ميکنم به اندازه ي همه حرف دارم از هر کس ده تا گله ي نگفته دارم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
تو بخواي ميتوني تمام درداي منو به زبون بياري...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
يه درداي بي عاملي هست وقتي مياد ميشينه روي دلم ول کن نيست خوب که فکر ميکنم دليلش خودمم و اينکه نبايد زيادي توقع داشته باشم از کسي هر چند بروز نميدم و بيان نميکنم اما خودمم از تحملشون عاجز شدم ديگه نميدونم چمه...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
من کلا عادت کردم به مهه نوع بي مهري بي تفاوتي بي احساسي به راحتي همه چيو پيش بيني ميکنم باد گرفتم که بيخيال باشم هرچند زير سنگينيش تنهايي درد ميکشم کسيم ندارم دردمو بهش بگم همه سريع به نفع خودشون جبهه ميگيرن تازگيها از نوشتن هم ميترسم چون به ملت برخورد ميکنه...تنهايي يعني همين يعني من ...