*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خنده داره من به همه آرامش میدم ولی خودم کسیو ندارم که برای آرامش گرفتن برم سمتش همشو میریزم سر این کاغذ و کیبورد لعنتی که صدا نداره ...اعصابم داغونه کسی درک نمیکنه....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
برای بعضیها هم مثل یک دوست معمولی ایم شاید مثلا از اونم کمتر ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
02:02 ساعت عاشقی ...اما در تنهایی....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعضیها همچینی زیادی ریا میکننها جا نماز آب نکش پاش بیوفته از همه کثیفتری من زیاد پریدم با قشر شما ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم گرفته بود رفتم پروفایل یکی دیدگاههامونو خوندم اون قدیمیهامونو کلی خندیدم اومدم بیرون ،خودشم نباشه پروفایلش خنده میاره رو لبم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواستم پستم به 6700 برسه خطاب بدم به یکی الان نگاه کردم دیدم 17 تا هم گذشته خودم متوجه نشدم ،حیف شد مهم بود برام ...نشد که بشه !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در این لحظه من به سردرد سلام عرض میکنم و مقدمشو گرامی میدارم باشد که تا صبح همدم تنهایی همیشگی من شود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم خیلی پره خیلی ...مثل تمام شبها گرفته اما امشب خیلی بیشتر ...مثل همیشه دو خط اینجا 5 خط تو دفتر بعدشم صبح پاره شدنش ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چقدر دلم میخواد از این قبر پیش فروش شده ها بخرم بعد هر هفته برم بالای سر قبرم بشینم حرف بزنم قرآن بخونم گریه کنم چون میدونم اونجا خونه ی ابدیمه ولی حیف که مامان بفهمه نمیگذاره ولی خوب دلم میخواد برم من از زندگیم جدا سیرم کاش مثلا همین یک ثانیه بعد برم پیش خدا ...برم اونجا اولش کلی ازش گله میکنم شایدم سرش داد بزنم خودش میدونه دلیلش چیه! ولی نمیبره نمیدونم چرا ؟ من که تو اینور دیگه کاری ندارم چرا لذت میبره از عذاب کشیدنم ؟