دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

آرامش حرف زدن باهاشو با هیچ چیز عوض نمیکنم حتی با خودش ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خوب یه حرفهایی نباید گفته بشه ولی وقتی گفته شد اگرم آدمو ناراحت کنه مهم نیست چون تاثیر خودشو گذاشته شاید مثلا یکمی فاصله یا یکمی سکوت یا هرچی ....خوب رو حرفهاتون فکر کنید بعد بگید ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دو روزه داداشم تعطیله حوصلش سر رفته افتاده به جون لوازم برقی خونه اول رفت بالا دیش و اینا رو کامل بهم ریخت اومد پایین الانم میگه تحمل کنید کولر به سرویس نیاز داره بعدش قراره بره سراغ فریزر

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یک جمله ...یک پست ...هزار حرف !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

همین الان یه اس دادم به یکی یعنی زورگویی در حد تیم ملی البته فکر نکنم دیده باشه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چقدر خوبه وایسی تو روی طرف مستقیم حستو بگی ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

شماره ی تلفن خودم یادم رفته بود هی فشار آوردم به مغزم یادم اومد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز با وجود امیر رضا و راحیل و آیسودا ...کلی خندیدم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

قراره بریم بزنیم یکیو نابود کنیم بد در حد وحشتناک ...حقشه اصلا !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هزار کاراکتر برای حرفهای من خیلی خیلی کمه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در خاطرات

تقریبا دو ترم پیش بود که بنده درسی چهار واحدی داشتم که یک واحد هم عملی داشت طبق قرار و انتخاب و هماهنگی با استاد هر کدوممون یک بخش از کتاب منابع انسانیو که بسیار هم قطور بود رو برداشتیم به عنوان کنفرانس پروژه هیچی دیگه منو دوستهامم یه درس آسونو انتخاب کردیم که آقایون کلاس به زور از ما گرفتنش و بخش بعدی نصیب ما شد بگذریم برسیم به اصل مطلب و زمان تحویل پروژه و ارائه از روی پاور پینت سر کلاس ...اول اینو بگم که گروه چهار نفره ی ما اون روز دو نفرشون سقط شده بودن و چون قرار بود یکی دیگه کامشو بیاره من نبردم بماند که چقدر سر لپ تاپ حرص خوردم آخرشم از لپ تاپ استاد استفاده کردیم این دوست شفیق ما راحیل جونی هم اومده بود سر جلسه به عنوان پشتیبان و اینا استاد اومد و نشست و دوست ما الهام خانم رفت برای ارائه اصل قضیه از اینجا شروع شد همه چی یادش رفته بود همشو از روی کتاب رو خونی میکرد پاور پیت یه چیز دیگه میگفت من میگفتم وای پاشو بریم یعنی مردیم تا تموم شدولی استاد نمره ی خوب بهمون داد

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میگه ماشین جا نداره بیا بشین باربند

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کاش میشد بعضی پیام خصوصی هارو لایک و باز نشر کرد اینقده که قشنگ و با مزه ان