دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بی مرام ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

معده درد دارم به شکل فوق وحشتناک

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
1380051619310995_thumb.jpg *♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در دوره

یعنی چی؟ با چادر شنا کنه یعنی؟ خوب خفه میشه که

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

طعم تلخ بیهودگی مثلا ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دستت درد نکنه خدا جون دیر شده بده به کسی که به دردش بخوره من نمیخوامش دیگه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بدم میاد از اینکه یکی یه حرفی میخواد بگه هی تند و تند برمیگرده نگاهم میکنه ولی هیچی نمیگه خوب رک و راست حرفتو بگو با صحبت حلش میکنیم یا جواب دلخواهتو میگیری یا نه کش دادن نداره که ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

من الان دارم زیر پوستی شدید حرص میخورم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

داداشم یه اخلاقی داره وقتی میخواد جلب توجه کنه پیشم بهم میگه آبجی بعد الان هی میگفت آبجی آبجی آبجی سرمو آوردم بالا گفتم بله؟یهو گفت آبجی من تو چشمات جا میشم ؟ خندیدم گفتم چطور؟ گفت یه لحظه حسود شدم فقط همین ...نمیدونم چرا اینو گفت ؟!

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه نوع خود آزاری دارم که میرم آهنگهای مسعود امامی و پویا بیاتی و استینگو گوش میکنم حالم گرفته میشه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

آدم خسته بیشتر از هر چیز به تنهایی و سکوت نیاز داره نه جمع زوری خانواده ...جدیدا شدن مثل این خانواده های سنتی ولمون کنید بابا هر کس تو اتاق خودش راحت تره خوب !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نخندینا ولی میکنم امروز با رفتم کلی هم ذوق داشتم مثل روز اول مدرسه رفتن بود

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز بعد دانشگاه رفتیم خرید و کلی کار مثبت و اینا آخر سر راحیلی منو برداشت برد جبهه خیلی جالب بود از رو پل شناور راه رفتیم زیر زمین رفتیم که کلی هم خنک بود اونجا بعد رفتیم شربت شهادت هم میل کردیم بطری آب معدنی دستم بود میخواستم بندازمش سطل آشغال یهو آقاهه گفت بده برات پرش کنم خیلی جالب بود بعد اونجا همه با چادر بودن منو راحیلی فقط با مانتو بودیم هیچی دیگه احساس میکردیم کل ملت دارن به ما با تعجب نگاه میکنن بعد اونجا راحیل خانمو جو گرفته بود میگفت میخوام چادری بشم اصلا داغون ...کل وجودم خاک شده بود تو اتوبوس همش داشتمو خودمو میتکوندم ولی تجربه ی جالبی بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام علیکم جمیعا

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

من میگم دیره میخوام کم کم آماده بشم برم پی بدبختی و درس مامانم میگه پاشو ناهار درست کن چقده من خوشبختم آخه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعد من یک دانشجوی بدون کارت دانشجویی هستم ،بدون پرینت انتخاب واحد هستم و اصلا نمیدونم بدون اینها منو از در دانشگاه راه میدن برم داخل یا نه؟