*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
متاسفم فقط برای خودم ...باز به احساسم اجازه دادم تا عذابم بده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اولین روز مدرسه رفتنم من از همه زودتر بیدار شده بودم بعد از اون دختر شیطونای کوچولوی ریزه میزه ی مو بلند بودم رفته بودم تو حیاط خونمون داشتم بازی میکردم یهو مامانم اومد گفت بیا موهاتو شونه کنم رفتم نشستم روی پاش مامانم موهامو ناز کرد گفت دخترم میخواد سواد دار بشه یادت باشه وقتی سواد یاد گرفتی به همه سوادم یاد بده قراره بشی افتخاره مامان ،باشه مامانی؟ بعد بوسم کرد گقت بشین موهاتو ببافم تو کلاس گرمت نشه این صحنه هنوزم دقیق یادمه ....یادش گرامی اون دختر ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اگر تو در قلب منی ...پس چرا نیستی وقتی هستی ؟!
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینکه با یک قهر بشینم غصه بخورم از من و احساسم گذشته همشو قبلا خرج کردم الان دوران سکوت منه دوره ای که به همه چی از روی عقل نگاه میکنم نه احساس پوچ که هیچی نمیفهمه ...اگه چه میدونم غیرت یا حسادت زنانه ام جوابش قهره همون بهتر که قهر بمونیم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
قهر کرده الان بخندم یعنی؟!
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
سه ساعت مونده تا تابستان تموم بشه ...مثلا من تابستان خود را چگونه گذراندم : باید بگم که خوب بود پر از مسافرت پر از شادی و البته غمهای فراوان پر از شناخت آدمهای اطرافم پر از خودم و خودم و خودم ...با اینکه متولد تابستونم اما ازش متنفرم ...مثل همیشه من گرما و سردرد ...اگه بچه مدرسه ای بودم میگفتم امسال تابستون کلی از دنبالریهارو دیدم کلی از دوستهای قدیممو دیدم ...اما میگم من این تابستان را هم بی او گذراندم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
31 شهریور همیشه برای من تلخ بوده و هست و خواهد بود ...خود الانمو با پاییز اون سال مقایسه میکنم ...کم از اون موقع ندارم ...