دیروز یکی از دوستهام میگفت 14 مهر سالگرد ازدواجشونه قشنگ یادمه حال پارسالمو با کلی غم آماده میشدم و تو دنبالر هم بودم امیری بود که کلی بهم روحیه میداد که برم عروسی و خوش باشم و به چیزی فکر نکنم ...هنوزم یادمه که امیر (رهگذر) چقدر در حقم خوبی کرد اون موقع ها ...
وقتی میشه یه جمله رو قشنگتر بیان کرد چرا اولش اینکارو نمیکنیم و درست بعد از دل شکستن به فکر ترمیم کلمات میوفتیم تمیدونم؟ خودمم همینطورم ...این خیلی رفتار غلطیه که خودمم دارمش ...
اول سلام!آقا من ازهمین جا،وازهمین تریبون اعلام میکنم:دوست جون،مگه دستم بهت نرسه!خودم بتنهایی ویه تنه شمارو بله....های!فکرای بد نکنید....منظورم این بود که میکشمش...آخه این پستا چیه؟بازم من کم اومدم دنبالرو شماهم که آیه های یأست روشروع کردی!هعی خدا
خوبه که مهتاب هست در حین حرف زدن با هم جفتمون فکر هم میکنیم و به نتیجه میرسیم ...از حرف زدن باهاش خسته نمیشم ...اگه تا صبح هم باهاش چت کنم باز حرف دارم باهاش...