*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه حس عجیبی دارم نمیدونم تاثیر خوابمه یا کتابی که صبح خوندم یا آثار نوشتنم دیشب تا نزدیکهای صبح ولی هر چی هست پر از غمه دلم غمی که دلیلش نامفهومه برام ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دیشب توی خواب مرگو کاملا به واضح ترین شکل ممکن حس کردم ولی نمیدونم چرا از خواب پریدم دچار افسردگی شدم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
روزی که گذشت از صبحش قشنگ بود تا الانش ...پر از خاطره ی قشنگ یک خرداد زیبا ...روزی فقط با یک یاد و لبخند بعدش که شبش همش به واقعیت پیوست ...شکر قشنگ بود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
سلام دوست خوبم اگه میشه پست های مارو ی سری بزن و لایکشون کن دستت درد نکنه چیزی ازت کم نمیشه جای دوری هم نمیره مرسی ( این دقیقا پیام خصوصی من در یک سایت مزخرفه ) البته به انضمام لینک پیج شخصیش
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بد جنس شدم نصفه شبی وقتی کسی من دنبال نمیکنه من چرا باید اونو دنبال کنم؟ خیلی هارو عدم دنبال دارم میزنم ...برای کسی احترام قائل میشم که برام ارزش قائل باشه ...در مقابل افراد مغرور همیشه و همیشه غرورم بالاتر بوده و هست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
عجیبه تمام خوندنم شده تو پروفایل خودم و همون پنج خط پر از مفهوم ...منی که نمیتونستم کتابو بگذارم کنار الان دارم بارها و بارها یک متن کوتاهو میخونم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
الهی بمیرم پنچ خط نوشته ولی نشون میده که چقدر تلخ بوده براش تمام غصه هاشو برای اولین بار جمله کرده ...خوب در این که خیلی سخت و ثقیل نوشته شکی نیست ... برای بار بیستمه که دارم میخونمش و هربار با خوندش با قسمت جدیدی از افکارش آشنا میشم خیلی برام جذاب شده هیچ وقت به روی خودش نمیاره که غم داره تو این همه مدت اولین باره که نوشت و تلخ نوشت وقتی بهش گفتم برای اولین بار اعتراف کرد که آره غم داشت اما راست میگه همونطور که توی نوشتش بود بر عکس ظاهرش که همیشه میخنده اونم انسانه و پر از درد اعتراف میکنم که قشنگ مینویسه تمام هنری که داره لایقشه ...اون لایق بهترینهاست و بالاترین درجات هنری ...اما اینجا اون باید از جیب خالیه یک هنرمند بنویسه ...ایران من ...