اِبی بن بست. . .
تنگ دیدارت هستم اگرچه خودم از درون حصار تنهایی ام برایت می نویسم از روزها و خاطرات خوشی سخن می گویم که توآن ها را محو کرده ای از شروعی مینویسم که پایانی برای آن نیست از آن همه دلبستگی ها دیوانگی ها باور کن ای مهربان من که تا ابد چشم به راه بازگشتت خواهم بود
اِبی بن بست. . .
خوشم میاد اگه کسی خوشش نیاد خودم می تونم خوشم بیاد !
اِبی بن بست. . .
عشق.عشق.عشق.از این کلمه متنفرم.چشم هایم بخاطر فهم این کلمه هر روز میبارند
اِبی بن بست. . .
دراغوشت که مرامیگیری انقدرارام میشوم که یادم می رود نفس بکشم!!!!!.............
اِبی بن بست. . .
ززندگی تا چه اندازه میتونی بد باشه .....
اِبی بن بست. . .
درد روحمـ را میخراشد همچونـ دُشمنیـ پُر قدرتـ و مـــ ن ناتوانتر از آنکهـ بتوانمـ بجنگمـ صدایـ ِ شیونـ ِ روحمـ را بهـ نظارهـ نشستهـ امـ ...
اِبی بن بست. . .
سالهاســــت عبور کرده ام از خویش . . یادم بخیــر . . .
اِبی بن بست. . .
شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟
اِبی بن بست. . .
حالم خرابه....داغونم....از موندم خستم......
اِبی بن بست. . .
دانشمندان به یه نتیجه منطقی رسیدن: از یه جائی به بعد بحث کردن دیگه فایده ایی نداره،باید فحش بدی !
اِبی بن بست. . .
حواســــم را هرکــــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ..........
اِبی بن بست. . .
زیاد فرق نکرده
خود ِ خودشه
فقط اونی که داره باهاش قدم میزنه من نیستم ...