اِبی بن بست. . .
مادر تنها کسيست که ميتوان "دوستت دارم"هايش را باور کرد حتي اگر نگويد
اِبی بن بست. . .
کمی فاصله بگیر من با مرده ها میانه ی خوبی ندارم ! تو در خاطرات من "مرده" محسوب می شوی...
اِبی بن بست. . .
شب همگب بخیر... خوب بخابید...
اِبی بن بست. . .
می روی ؛
تمام که نمی شوی ...
تنها می روی !
و من به رد پایت که روی زندگی ام مانده
خیره می شوم
اِبی بن بست. . .
گناه می کنم و وادارت به گناه به فتوای دیوانه ای که نشسته ته تالار سرم و دست به ریش هایش می کشد و می گوید: پسرم! ....غلط کرده هر که گفته سیب ها و بوسه ها ممنوعه اند و به جهنم که جهان چپ چپ نگاهت می کند! .....
اِبی بن بست. . .
باور کن غلو یا بلوف نیست کم نیاوردم کوتاه آمدم...
اِبی بن بست. . .
گفت بنویس ....گفتم چه چیز را.... گفت هرانچه که تورا غمگین میکند .....تبسمی کردم و نوشتم : افسوس از رفیق نیمه راه
اِبی بن بست. . .
دلم را با پـــــَر قو پـــــــُر کردم
احساست را بخوابان ...
جايش گرم است
آسيبي نمي بيند
اِبی بن بست. . .
نــا را حــت چـــه هــستــی ؟ دنــیــا کــه بـــه اخـــر نـــر ســیــده مـــن نـــشد یـــکــی د یـــگــه تـــو کـــه عـــا دت داری ....
اِبی بن بست. . .
چه حیـــــــف! آبی ترین ماهی عــــــاشق میان تنگ سینه ات از نفس افتاد و مرد! پســــرک به شوق ..چقدر دویده بود تا دریـــــا!