اِبی بن بست. . .
در رد پایــ تــو یکــ قطره اشکــ میکارمـ.... روزیــ که برگردیــ گلهایـــ سبز گریه امـــ بــــــــــه پیشواز قدمهایتـــــــــ میشکفــــند .....
اِبی بن بست. . .
من تشنه یک لحظــه تمــاشای تــوام افســــوس که یک لحظه تماشای تو رویـــاست ...
اِبی بن بست. . .
اگر بدانی وقتی پشتم ايستـاده*ای وقـتی هــرم نفـس*هـايــ*ت را حــس ميـكنم ... چقــدر شكــ*ست نـاپـذيـر ميشـوم ! مــ*ن خـودم را رهـــ*ا كـردم.. بـاز كن آغـوشـ*ت را ... لــطــ*فـــ*اً !
اِبی بن بست. . .
تو رفتی ُ انسان ــــاعتش را با ــــفر ِ هجران تنظیم کرد !! .. تو رفتی ُ زمان آغاز شد !! ... عدد آغاز شد !! ... و شمردن(!) آغاز شد ...
اِبی بن بست. . .
حـالا کـه رفـتـه ای . . .
بـاد هـو هـو . . .
بـاران شُـر شُـر . . .
و مـ ـن هِـق هِـق مـیـکـنـم !
اِبی بن بست. . .
دوستان این دفعه دیگه جدن شب بخیر.... کارمو کردم برای امشب
اِبی بن بست. . .
محکمتر از آنم که برای تنــها نــبودنم آنچه را که اسمش را غــرور گذاشته ام برایت بــه زمیـــن بکوبــم احـساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیــــر بودی...
اِبی بن بست. . .
وقتی سرفه ام می گیرد ،
همه با لیوانی آب به سراغم می آیند اما وقتی دلم می گیرد، .... هیچ ...
اِبی بن بست. . .
دَر و دیـوآر اتـآقـَمـ بـوی ِ خون میدهَـد مَـن امـشَب ... تَـمآمـ وابَستگے امـ ب ِ تـو را ب ِ تـیغ ْ کشیـده امـ
اِبی بن بست. . .
چه لذتی دارد ... قفل در شکسته باشد... تمام وسایل آب از آبشان تکان نخورده باشد ... و دیوارت غرق هزاران یادگاری شده باشد ... جانت در جاده مانده باشد ...!! و حالا تا چشم کار میکند خطاب شدن ببینی ...!!! خوابت را کنار دسته کلید بگذار .. خیره شو ... آنقدر که باور کنی بی صدا آمده اند ... که حرمت نگه دارند ... بی سبب نوشته اند ... که دلیل به دل نمی خورد ... بی هوا رفته اند ... که هوایشان را نکنی ....!!!!
اِبی بن بست. . .
بگذار این مردم
هر چه دل شان می خواهد، بگویند
تو خورشید منی
حتی اگر
از پشت کــــوه آمده باشی !