اِبی بن بست. . .
بــــه نــوای کــدام لالایــی، وجــدانت را خــوابانده ای، که اینچــنین بــی خــیالی
اِبی بن بست. . .
بعضي وقتا هست که دوس داري کنارت باشه... محکم بغلت کنه... بذاره اشک بريزي راحت شي.... بعد آروم تو گوشت بگه: " ديوونه من که باهاتم " !
اِبی بن بست. . .
شـایـــد ...
عـشـق هـمـیـن بــاشــد ...
کــه...
" مــن "
هـمـیـشـه بــا یــاد تــو بــاشـم
" تـــو "
بــا هــر کــه مـیخــواهــی
اِبی بن بست. . .
بــــــــــزن باران که دین را دام کردند، شــــــــــــکار خلق و صید خام کردند بـــــــــــــــزن باران خدا بازیچه ای شد، که با آن کــــــــــــــسب ننگِ نام کردند
اِبی بن بست. . .
بخششش را "بخش کن"...محبت را "پخش کن"... غضب "پریشانی" است...نهایتش "پشیمانی" است... "به طرف" گوش بده..."بی طرف" نظر بده... شکیبایی... بر هر "دعوایی"،"دواست"... هر چه "بضاعتمان" کمتراست..."قضاوتمان" بیشتر است... وقتی "عصبانی" هستم..."لب به لبخند" نمی زنم!
اِبی بن بست. . .
تو این “مـــَــن ها “ را از خودت “مــِـنها” کن من میـمیرم برای باقی مانده ات . . .
اِبی بن بست. . .
مرا به تختم ببندید..... و تنهایم بگذارید..... هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم هم به سراغم نیایید..... من دارم او را ترک میکنم
اِبی بن بست. . .
همه از پرواز گفتند.. کسی نگفت.. که روزی .. لحظه ای.. در خیال پرواز ... سقوط خواهی کرد ...!
اِبی بن بست. . .
خداوند پرسید : میخوری یا میبری ؟ گفتم میخورم ، اما افسوس که نمیدانستم لذت ها را میبرند و غصه ها را میخورند
اِبی بن بست. . .
دستانـَتــ رآ بکش تنـَمــ بهـ لرزه مے اُفتد در پے ِ التماس دستانـَتــــ!!!