اِبی بن بست. . .
تقصیر خودم بود ...پر رنگ نوشتمت ! سخت پاک میشوی...
اِبی بن بست. . .
دلم بهانه ات را می گیرد ،چقدر امروز حس می کنم نبودنت را!!! صدایت در گوشم می پیچد و من بی اختبار می گویم: جانم ؟؟ مرا صدا کردی؟!!!
اِبی بن بست. . .
تنها باش فارغ از تمام "تن" ها . . . . .
اِبی بن بست. . .
عاشق شدن درد کشیدن، رنجیدن و اعتراض کردن یعنی که هنوز نمردهایم ....! مــــــن را به تـــــابوت ِ بیتفــاوتیها نکشــــــــان !
اِبی بن بست. . .
وصیت بزبز قندی به بچهاش....
اِبی بن بست. . .
آه پطروس کاش بودی و انگشت مبارکت را فرو می بردی در چشم وچال ما... عجیب چکه می کند این روزها!! دنیا دارد خیس می شود پطروس
اِبی بن بست. . .
نویسنده ها "سیگار" میکشند شاعرها"هجران" نقاش ها "تابلو" زندانی ها "تنهایی" دزدها "سرک" مریض ها "درد" بچه ها "قد" و من برای کشیدن "نفس های تورا" انتخاب میکنم
اِبی بن بست. . .
تنهایی یعنی عصر پنجشنبه... بخوری به سلامتی اونی که رفت!!
اِبی بن بست. . .
کلاغی در ذهن من است پاره سنگی در دستم از خودم می ترسم ...
اِبی بن بست. . .
روزگــــــار ؛ نبودنت را برایم دیکتـــه می کند ... و نمره ی من باز می شود صفـــــــــــر ... هَنـــــــوز ... نبودنت را یاد نگرفته ام !!
اِبی بن بست. . .
حالا که رفته ای
به درک !
فقط این منی که عاشقت بود را
پس بده لطفا