اِبی بن بست. . .
کـاش دفتـر خاطراتــم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی
به رویش دست میکشیدم
تــو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی!
اِبی بن بست. . .
چـون سـوز ،
چـون سـرما از لا بـه لای سـوراخ هـای ایـن پتـوی پـاره
در مــ ـن نفــوذ میـکـُـند ...
فـِکر تــ ـو ... !!!
اِبی بن بست. . .
نازنـینـــ مـ ـنـــ
هـَمچـونـــ نفـَس کشـیدنـــ تــ ـو را به خاطـِر می سـپارم ...
یـک روز دیگـر هـَم
بدونـــ تــ ـو گـُذشـتـــ ... !
اِبی بن بست. . .
کـنــارم گـــذاشـتـــی کــه تــلــخــــم کـــنـــی..... شــرابــی شــدم نــابـــــــــــ... حـالـا خــمــاری ام را مـیـکـشـی
اِبی بن بست. . .
امروز هم گذشت با مرور خاطرات دیروز با غم نبودنت..و سکوتی سنگین و من شتابان در پی زمان بی هدف فقط میروم ..فقط میدوم تا صبحی دیگر طلوعی دیگر ...................
اِبی بن بست. . .
همه چیز خنده دار بود ! داشتن تو بودن من ماندن ما رفتن تو رفتن من این همه آه ! گاهی از این همه خنده گریه ام می گیرد... !
اِبی بن بست. . .
چقد تاریک شد دنیا که زیبا روی من تنها برفت از این جهان و من بماندم با همه غم ها
اِبی بن بست. . .
کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری
اِبی بن بست. . .
برگــرد عشق قدیمی و دیرین من؛ برگرد و بگو دوستـت دارم . . تا با پشــــت دست چنان بــــر دهانت بکوبم تا آرزوی داشتن یـک دندان سالم را به گــــــــــور بـبـــری چه برسد به من و یک عشق حقیقی! .....
اِبی بن بست. . .
ســر به هــوا شــده ام، تــو هم زیر ســرت بلــند شده... چقــدر عجیــب... فکــر می کــردم قلــب همیشــه گرفتــار می شــود؛ امــا انگــار ســر، نقش کلیــدی تری دارد در این ماجــرا...