اِبی بن بست. . .
دوستت دارم که... چنین... دیوانه وار و نجوا کنان... شباهنگام به سوی تو آمدم... - که دوستت دارم -... و تا فراموشم نتوانی کرد... روانت را با خود بردم... با من است... روان تو... هم اکنون... برای من است... به تمامی... در خوشی ها... و... ناخوشی ها... و... هیچ فرشته ای... نخواهد توانست... تو را از... عشق سرکش و سوزان من... رهایی بخشد...
اِبی بن بست. . .
هنوز آغوشم بوی تو را دارد این روز ها که رفته ای مدام دست به سینه راه میروم تا عطر وجود تو دوباره مرا به هوس نیندازد هوس عاشقی
اِبی بن بست. . .
دلم به بهانه همیشگی گریست ............. بگذار بگرید و بداند هر آنچه خواست همیشه نیست بی قرار هیچ قراری نبوده ام مگر ... قراری که با تو داشتم و هرگز نیامدی ...!!!!!
اِبی بن بست. . .
لبخنـــــــ د بزن!!! عکـــاس مــــدام این جمله را تکرار می کند اصلا برایش مهم نیــــــست که در وجــــــودتــــ حتی یــــــک بــــهانه برای شادمـــــــــانی وجــــــــــــود نــــــــــــدار