مرتضی محمدی
در برگ ریز باغ زهرا برگ کردیم * زنجیر خاییدیم و صبر مرگ کردیم ***************
مرتضی محمدی
از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم * زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم ********** از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند * دست علم دار خدا را قطع کردن
مرتضی محمدی
بی درد مرمدم ما ، خدا ، بی درد مردم * نامرد مردم ما ، خدا ، نامرد مردم
مرتضی محمدی
یه شعر از علی معلم بود قرار میدم شاید به کار بیاد
مرتضی محمدی
تو من را بیثمر مگزار و آمال دل من باش
مرتضی محمدی
تو یادم کن به رسم دل ، به دل بسیار غمگینم
مرتضی محمدی
شب و روز و مه هفته به امید تو آخر شد
مرتضی محمدی
کجایی ای مه روشن برون شو تا رهم بینم