مرتضی محمدی
عجب دردیست درد بي تو بودن و بي تو با تو بودن را سرودن چه رویاییست هرشب با تو بودن و با تو بي تو بودن را زدودن خدا داند که از انصاف دور است ... مرا با بي تو بودن آزمودن به جز آغوش تو مرگ است مرگ است در آغوش کس دیگر غنودن تمام آرزوم اینست: لیلی تو را از بين مجنون ها ربودن اگرچه قافیه تنگ آمد اما تو را پایان نمی یابد ستودن ...
مرتضی محمدی
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
مرتضی محمدی
از بچهای قدیمی دنبالر : پاهایم را که درون آب میزنم ماهی ها جمع میشوند شاید اینها هم فهمیده اند عمری طعمه روزگار بوده ام
مرتضی محمدی
چنین گفتن از عشق را نیست سود * که ما عاشق و بهتر از ماست دوست
مرتضی محمدی
به تکرار غم نیما کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را
مرتضی محمدی
صدای پای فرشته می آید شما هم می شنوید.
مرتضی محمدی
هرزه رو برامون بد تعریف کردن ... بزار برات بگم دوست من!
مرتضی محمدی
دلم شور میزند نکند این شبها کسی هم تو را آرزو کند ، نکند دعایش مستجاب شود...
meghci asis dlm
13 سال و 8 ماه و 3 روز و 1 ساعت و 46 دقيقه قبل