مرتضی محمدی
که در این محفل ارام هستی جان شیرینم .......................... از خودم
مرتضی محمدی
شبم را میکنم آغاز ، یقین من با تو شب بینم
مرتضی محمدی
به امید تو ای گلشن ، نگار ، ای ماه مهرویان
مرتضی محمدی
رهم تاریک و لغذان است و امیدی نمیبینم
مرتضی محمدی
دیدین یکی بعد چند وقت میاد پست میزاره ((من برگشتم)) برای من همیشه سوال بود که این چکاریه خوب گفتم بهترین کار اینه که خودم رو تو این موقیت بزارم .و امروز اومدم اینو بگم دیدم کسی منتظر من نبوده که . پس به این نتیجه رسیدم کهههههههههههه .این کار به اعتماد به نفس کاذبی که آدما دارن بر میگرده .
مرتضی محمدی
حالا من هم میگم که نگن : حس روشن فکری گرفتتش.
مرتضی محمدی
به حرمت تمام شبهای بغض و بیداری تمام زخمهای عمیق و کاری به احترام خودم...صبوری بی اندازه ام و روی پا ایستادنم بعد از طوفانی ویرانگر! مطمئن باش هیـــــــچ چیــــــــــز را...هـــــــــــرگز نه می بخشم - نه فراموش می کنم! و تو.... باشد که رستگار شوی!!!
مرتضی محمدی
اعوذ باالله من الخاطراتِ تو! اعوذ باالله من البغض! پناه می برم به خدا از هر آنچه تنها تو می دانی و من! حالا بگو که چیزی به یاد نمی آوری...بگو! اعوذ بالله من الظلم! از فراموشیِ معنی دارِ تو! از حرمتهای ویران شده پناه می برم به عدالتی که به آن ایـــمان دارم!
مرتضی محمدی
تو که دیدی غریبیمو، چرا فکر سفر کردی؟ یه کم فک کن به رفتارت، کیو تو در به در کردی؟ تو دستای منو عادت، به دستای خودت دادی ندونستم مثل بیـــــــد، می لرزی به هر بادی
mersi azizam mamnoon
13 سال و 7 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 44 دقيقه قبل