آزاده
آرزوهای بزرگ زنی که احساسش را باید برای تلفن همراهش تعریف کند
آزاده
کوهها با هم اند و تنهایند / همچو ما ، با همانِ تنهایان
آزاده
از تشیع جنازه می آیم ؛ دلم را با تمام آرزوهای زندگی خاک کردم ....
آزاده
دوست دارم خودم جمع کن بریزم سطل آشغال ...
آزاده
دلم برا خودم تنگ شده . / . خیلی زیاد
آزاده
این روزها سیگارم رو بدون فکر به این دنیای هرزه / با دلی خون پر از خاطرات تو زیر سیگاری پر از سیگار له می کنم .